underbudgeting

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈbʌdʒɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndɚˈbʌdʒɪtɪŋ/

ترجمه

n. عمل یا روش تخصیص پول کمتر از آنچه در بودجه تخصیص داده شده است؛ تخصیص بودجه با منابع مالی کافی نیست
adj. در چارچوب بودجه؛ فراتر از بودجه نمیرود

عبارات و ترکیب‌ها

underbudgeting costs

هزینه‌های زیربودجه

underbudgeting project

پروژه زیربودجه

underbudgeting again

زیربودجه شدن دوباره

underbudgeting risk

ریسک زیربودجه

underbudgeting problem

مشکل زیربودجه

underbudgeting leads

زیربودجه رهبری می‌کند

جملات نمونه

chronic underbudgeting for maintenance led to frequent breakdowns and rising repair costs.

کمبود بودجه‌ریزی مزمن برای نگهداری منجر به توقف‌های مکرر و افزایش هزینه‌های تعمیرات شد.

the audit revealed underbudgeting in the marketing plan, so the launch timeline was revised.

بررسی نشان داد کمبود بودجه‌ریزی در برنامه بازاریابی، بنابراین زمان انتشار بازنگری شد.

underbudgeting in the initial proposal forced the team to request additional funding mid-project.

کمبود بودجه‌ریزی در پیشنهاد اولیه تیم را مجبور کرد تا در میان پروژه درخواست مالیات اضافی کند.

to avoid underbudgeting, the finance department added a contingency line item.

برای جلوگیری از کمبود بودجه‌ریزی، بخش مالی یک مورد اضافی احتمالی اضافه کرد.

repeated underbudgeting of staffing needs caused burnout and higher turnover.

کمبود مکرر بودجه‌ریزی نیروی انسانی منجر به خستگی و جایگزینی بیشتر شد.

the manager warned that underbudgeting for raw materials would disrupt the supply chain.

مدیر هشدار داد که کمبود بودجه‌ریزی برای مواد خام زنجیره تأمین را به هم می‌زند.

underbudgeting during the planning phase made cost overruns almost inevitable.

کمبود بودجه‌ریزی در فاز برنامه‌ریزی باعث شد که افزایش هزینه‌ها تقریباً غیرقابل جلوگیری شود.

they were accused of underbudgeting to make the bid look more competitive.

آن‌ها متهم شدند که کمبود بودجه‌ریزی را برای اینکه پیشنهاد به نظر بیشتر رقابتی برسد، انجام داده‌اند.

after years of underbudgeting, the city faced a large backlog of infrastructure repairs.

پس از چندین سال کمبود بودجه‌ریزی، شهر با یک پشیمانی زیادی از تعمیرات زیرساخت‌ها مواجه شد.

underbudgeting for cybersecurity left the company exposed to avoidable risks.

کمبود بودجه‌ریزی برای امنیت اطلاعاتی شرکت را در معرض ریسک‌های قابل جلوگیری قرار داد.

the board rejected the plan, citing underbudgeting of compliance and legal fees.

هیئت اجرایی این برنامه را رد کرد، با اشاره به کمبود بودجه‌ریزی برای هزینه‌های تطابق و حقوقی.

underbudgeting on transportation costs meant the event organizers had to cut services.

کمبود بودجه‌ریزی در هزینه‌های حمل و نقل به معنای این بود که سازمان‌دهندگان رویداد باید خدمات را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید