undertaxes owed
مالیات پرداخت نشده
undertaxes report
گزارش مالیات پرداخت نشده
undertaxes assessment
ارزیابی مالیات پرداخت نشده
underreporting undertaxes
ناگزارش مالیات پرداخت نشده
calculate undertaxes
محاسبه مالیات پرداخت نشده
address undertaxes
رسیدگی به مالیات پرداخت نشده
identify undertaxes
شناسایی مالیات پرداخت نشده
pay undertaxes
پرداخت مالیات پرداخت نشده
report undertaxes
گزارش مالیات پرداخت نشده
audit undertaxes
بازرسی مالیات پرداخت نشده
the company undertaxes its profits to minimize tax liabilities.
شرکت سود خود را کمتر محاسبه میکند تا مسئولیتهای مالیاتی را به حداقل برساند.
many businesses undertaxes their earnings to evade taxes.
بسیاری از مشاغل درآمد خود را کمتر محاسبه میکنند تا از پرداخت مالیات فرار کنند.
he was accused of undertaxes on his income statements.
اتهام کممحاسبه کردن مالیات در اظهارنامه درآمدی او وجود داشت.
undertaxes can lead to serious legal consequences.
کممحاسبه کردن مالیات میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
auditors often look for signs of undertaxes during reviews.
بازرسان اغلب در هنگام بررسیها به دنبال نشانههایی از کممحاسبه کردن مالیات میگردند.
to avoid penalties, it's crucial not to undertaxes your income.
برای جلوگیری از جریمه، از کممحاسبه کردن درآمد خود بسیار مهم است.
she was found guilty of undertaxes and faced heavy fines.
او به دلیل کممحاسبه کردن مالیات گناهکار شناخته شد و با جریمههای سنگین مواجه شد.
government policies aim to reduce instances of undertaxes.
سیاستهای دولتی بر کاهش موارد کممحاسبه کردن مالیات متمرکز است.
understanding tax laws helps prevent undertaxes.
درک قوانین مالیاتی به جلوگیری از کممحاسبه کردن مالیات کمک میکند.
he hired an accountant to ensure he doesn't undertaxes.
او یک حسابدار استخدام کرد تا مطمئن شود که مالیات را کممحاسبه نمیکند.
undertaxes owed
مالیات پرداخت نشده
undertaxes report
گزارش مالیات پرداخت نشده
undertaxes assessment
ارزیابی مالیات پرداخت نشده
underreporting undertaxes
ناگزارش مالیات پرداخت نشده
calculate undertaxes
محاسبه مالیات پرداخت نشده
address undertaxes
رسیدگی به مالیات پرداخت نشده
identify undertaxes
شناسایی مالیات پرداخت نشده
pay undertaxes
پرداخت مالیات پرداخت نشده
report undertaxes
گزارش مالیات پرداخت نشده
audit undertaxes
بازرسی مالیات پرداخت نشده
the company undertaxes its profits to minimize tax liabilities.
شرکت سود خود را کمتر محاسبه میکند تا مسئولیتهای مالیاتی را به حداقل برساند.
many businesses undertaxes their earnings to evade taxes.
بسیاری از مشاغل درآمد خود را کمتر محاسبه میکنند تا از پرداخت مالیات فرار کنند.
he was accused of undertaxes on his income statements.
اتهام کممحاسبه کردن مالیات در اظهارنامه درآمدی او وجود داشت.
undertaxes can lead to serious legal consequences.
کممحاسبه کردن مالیات میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
auditors often look for signs of undertaxes during reviews.
بازرسان اغلب در هنگام بررسیها به دنبال نشانههایی از کممحاسبه کردن مالیات میگردند.
to avoid penalties, it's crucial not to undertaxes your income.
برای جلوگیری از جریمه، از کممحاسبه کردن درآمد خود بسیار مهم است.
she was found guilty of undertaxes and faced heavy fines.
او به دلیل کممحاسبه کردن مالیات گناهکار شناخته شد و با جریمههای سنگین مواجه شد.
government policies aim to reduce instances of undertaxes.
سیاستهای دولتی بر کاهش موارد کممحاسبه کردن مالیات متمرکز است.
understanding tax laws helps prevent undertaxes.
درک قوانین مالیاتی به جلوگیری از کممحاسبه کردن مالیات کمک میکند.
he hired an accountant to ensure he doesn't undertaxes.
او یک حسابدار استخدام کرد تا مطمئن شود که مالیات را کممحاسبه نمیکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید