undistorted

[ایالات متحده]/ˈʌndɪsˈtɔ:tɪd/
[بریتانیا]/ˈʌndɪsˈtɔrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر تحریف شده؛ غیر جانبدار

جملات نمونه

it may be difficult to provide undistorted information.

ارائه اطلاعات بدون تحریف ممکن است دشوار باشد.

undistorted view of the world

دیدگاه بدون تحریف از جهان

نمونه‌های واقعی

Such communications, though not necessarily tragic ones, are being received by every inner self. In this case, even while distortions come through, there is a validity of basic undistorted material.

این ارتباطات، اگرچه لزوماً تراژیک نیستند، توسط هر خود درونی دریافت می‌شوند. در این مورد، حتی در حالی که تحریف‌ها از طریق آن عبور می‌کنند، یک اعتبار برای مواد اساسی و غیرتحریف‌شده وجود دارد.

منبع: The Early Sessions

On a further rather insignificant note, a doorway arrangement would be somewhat beneficial at your kitchen, if this is practical, and this is undistorted.Otherwise you have maximum benefit from your present living quarters.

در یک نکته نسبتاً جزئی‌تر، یک چیدمان درب در آشپزخانه شما تا حدودی مفید خواهد بود، اگر این امکان‌پذیر باشد و این تحریف نشده باشد. در غیر این صورت، شما حداکثر بهره را از محل سکونت فعلی خود می‌برید.

منبع: The Early Sessions

The experiments will be many.Hypnotism, as I have mentioned, will be a basic tool in the beginning. Hypnotism, you see, is not a camouflage tool, but a psychological tool which is therefore uncamouflaged, and relatively undistorted.

آزمایش‌ها فراوان خواهند بود. هیپنوتیزم، همانطور که اشاره کردم، یک ابزار اساسی در ابتدا خواهد بود. هیپنوتیزم، می‌بینید، یک ابزار استتار نیست، بلکه یک ابزار روانشناختی است که در نتیجه غیرممکن است و نسبتاً غیرتحریف شده است.

منبع: The Early Sessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید