unenforceable

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اجرا نیست، نمی توان مجبور به انجام آن شد.

جملات نمونه

declare a law unenforceable

اعتبار یک قانون را بی‌اعتبار اعلام کردن

render a clause unenforceable

تبصره‌ای را غیرقابل اجرا کردن

deem a provision unenforceable

یک ماده را غیرقابل اجرا تشخیص دادن

challenge an unenforceable regulation

به چالش کشیدن یک مقررات غیرقابل اجرا

make a contract unenforceable

یک قرارداد را غیرقابل اجرا کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید