unfeeling

[ایالات متحده]/ʌn'fiːlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'filɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حس؛ فاقد همدلی.

جملات نمونه

He is an unfeeling brute.

او یک مرد بی‌احساس و بی‌رحم است.

what an arrogant, unfeeling swine!.

چه خری مغرور و بی‌احساس!

What she saw was just an unfeeling corpse.

آنچه او دید فقط یک جسد بی‌احساس بود.

He is hard and unfeeling towards his children.

او نسبت به فرزندانش سخت و بی‌احساس است.

what an unfeeling little brute you are.

چه آدم وحشی و بی‌احساس کوچکی هستی.

he was an unfeeling, treacherous monster.

او یک هیولای سنگدل و خائن بود.

I don't know how scarce you mayn't make the wittles and drink here, by your flopping tricks and your unfeeling conduct.

نمی‌دانم چگونه ممکن است با شعبده‌بازی‌ها و رفتار بی‌احساس خود، غذا و نوشیدنی را کم کنید.

She may be detached,she may even be unfeeling,but at least she's not hypocritically effusive. See also Synonyms at cold

او ممکن است بی‌تفاوت باشد، حتی ممکن است بی‌احساس باشد، اما حداقل او به طور ریاکارانه اغراق‌آمیز نیست. همچنین به مترادف‌ها در کلمه "سرد" مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

So, you're half cold, unfeeling reptile, half...also cold...equally unfeeling machine. - Yes.

بنابراین، شما نیمی مارمولک سرد و بی‌احساس و نیمی دیگر...همچنین سرد...ماشینی کاملاً بی‌احساس هستید. - بله.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Father, driven by avarice, often became very unfeeling.

پدر، تحت تأثیر طمع، اغلب بسیار بی‌احساس می‌شد.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

But why do tears from an ancient, unfeeling reptile mean false sadness?

اما چرا اشک‌های یک مارمولک باستانی و بی‌احساس به معنای غم و اندوه دروغین است؟

منبع: VOA Slow English - Word Stories

William Shakespeare might even call him a cold fish -- unfeeling and unfriendly.

ویلیام شکسپیر حتی ممکن است او را یک ماهی سرد - بی‌احساس و غیر دوستانه - بنامد.

منبع: VOA Special February 2020 Collection

If you are a cold, unfeeling person, you may want to isolate someone socially.

اگر فرد سرد و بی‌احساسی هستید، ممکن است بخواهید کسی را به طور اجتماعی منزوی کنید.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

However, we also use this expression to describe someone or something that is really cold or unfeeling.

با این حال، ما از این عبارت برای توصیف کسی یا چیزی که واقعاً سرد یا بی‌احساس است نیز استفاده می‌کنیم.

منبع: VOA Special January 2020 Collection

And the devastating events of the 20th century have forced people to question the cold, unfeeling God.

و وقایع ویرانگر قرن بیستم مردم را وادار کرده تا خدای سرد و بی‌احساس را زیر سوال ببرند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Why should we drink to the health of a hateful, hard, unfeeling, mean old man like Scrooge? '

چرا باید برای سلامتی یک مرد پیر نفرت انگیز، سخت، بی‌احساس و بدجنس مانند اسکروچ بنوشیم؟

منبع: A Christmas Carol

And maybe I'm supposed to hide that or pretend that I'm some unfeeling jerk, but... Wes is dead.

و شاید قرار است آن را پنهان کنم یا وانمود کنم که من یک آدم بی‌احساس هستم، اما... وس مرده است.

منبع: Out of Control Season 3

But if you are heartless, you are cruel and unfeeling.

اما اگر بی‌رحم هستید، بی‌رحم و بی‌احساس هستید.

منبع: New College English Listening (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید