unformatted

[ایالات متحده]/ʌnˈfɔːmætɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈfɔrmætɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور خاص در یک فرمت مشخص ترتیب داده نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

unformatted text

متن غیر فرمت شده

unformatted data

داده غیر فرمت شده

unformatted input

ورودی غیر فرمت شده

unformatted output

خروجی غیر فرمت شده

unformatted code

کد غیر فرمت شده

unformatted file

فایل غیر فرمت شده

unformatted string

رشته غیر فرمت شده

unformatted document

سند غیر فرمت شده

unformatted section

بخش غیر فرمت شده

unformatted message

پیام غیر فرمت شده

جملات نمونه

the document was unformatted and hard to read.

سند بدون فرمت بود و خواندن آن دشوار بود.

she prefers unformatted text for her notes.

او ترجیح می‌دهد برای یادداشت‌های خود متن غیرفرمت‌شده استفاده کند.

make sure to save the file in an unformatted way.

مطمئن شوید که فایل را به روشی غیرفرمت‌شده ذخیره کنید.

his unformatted code caused several errors.

کد غیرفرمت‌شده او باعث چندین خطا شد.

the printer only accepts unformatted documents.

پرینتر فقط اسناد غیرفرمت‌شده را می‌پذیرد.

we need to convert this unformatted data into a report.

ما باید این داده غیرفرمت‌شده را به گزارشی تبدیل کنیم.

unformatted text can be easier to edit.

متن غیرفرمت‌شده می‌تواند ویرایش آن آسان‌تر باشد.

he sent an unformatted email by mistake.

او به اشتباه یک ایمیل غیرفرمت‌شده ارسال کرد.

unformatted files can lead to confusion.

فایل‌های غیرفرمت‌شده می‌توانند منجر به سردرگمی شوند.

she likes to keep her notes unformatted for simplicity.

او دوست دارد یادداشت‌های خود را به سادگی غیرفرمت‌شده نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید