ungendered language
زبان بدون جنسیت
being ungendered
بودن بدون جنسیت
ungendered pronoun
ضمیر بدون جنسیت
actively ungendered
فعالاً بدون جنسیت
ungendered roles
نقشهای بدون جنسیت
rendering ungendered
تبدیل به بدون جنسیت
felt ungendered
احساس کردن بدون جنسیت
becoming ungendered
در حال شدن بدون جنسیت
ungendered identity
هویت بدون جنسیت
ungendered space
فضای بدون جنسیت
the committee sought an ungendered approach to the problem.
کمیته به دنبال رویکردی بدون جنسیتی در مورد این مشکل بود.
we need to create ungendered job descriptions to attract a wider pool of candidates.
ما نیاز داریم تا توضیحات شغلی بدون جنسیتی ایجاد کنیم تا یک مخزن گستردهتری از نامزدها را جذب کنیم.
the report advocated for ungendered language in all official documents.
گزارش به توصیهی استفاده از زبان بدون جنسیتی در تمامی اسناد رسمی پرداخت.
the design team aimed for an ungendered aesthetic in the new product line.
تیم طراحی به دنبال زیباییهای بدون جنسیتی در خط مدلهای جدید بود.
the survey asked about ungendered preferences for leisure activities.
پرسشنامه دربارهی ترجیحات بدون جنسیتی برای فعالیتهای رفاهی پرسید.
the organization promoted an ungendered workplace culture.
سازمان فرهنگ کاری بدون جنسیتی را ترویج میداد.
the study examined ungendered attitudes towards stem careers.
این مطالعه نگرشهای بدون جنسیتی نسبت به رشتههای STEM را بررسی کرد.
the curriculum included ungendered perspectives on historical events.
کتاب درسی دیدگاههای بدون جنسیتی دربارهی رویدادهای تاریخی را شامل میشد.
the software provides ungendered avatars for users to choose from.
نرمافزار آواتارهای بدون جنسیتی را برای کاربران فراهم میکند.
the campaign encouraged ungendered participation in community events.
این حملهی تبلیغاتی شرکتهای بدون جنسیتی در رویدادهای جامعهای را تشویق میکرد.
the guidelines emphasized the importance of using ungendered terminology.
راهنماییها اهمیت استفاده از واژگان بدون جنسیتی را تاکید میکرد.
ungendered language
زبان بدون جنسیت
being ungendered
بودن بدون جنسیت
ungendered pronoun
ضمیر بدون جنسیت
actively ungendered
فعالاً بدون جنسیت
ungendered roles
نقشهای بدون جنسیت
rendering ungendered
تبدیل به بدون جنسیت
felt ungendered
احساس کردن بدون جنسیت
becoming ungendered
در حال شدن بدون جنسیت
ungendered identity
هویت بدون جنسیت
ungendered space
فضای بدون جنسیت
the committee sought an ungendered approach to the problem.
کمیته به دنبال رویکردی بدون جنسیتی در مورد این مشکل بود.
we need to create ungendered job descriptions to attract a wider pool of candidates.
ما نیاز داریم تا توضیحات شغلی بدون جنسیتی ایجاد کنیم تا یک مخزن گستردهتری از نامزدها را جذب کنیم.
the report advocated for ungendered language in all official documents.
گزارش به توصیهی استفاده از زبان بدون جنسیتی در تمامی اسناد رسمی پرداخت.
the design team aimed for an ungendered aesthetic in the new product line.
تیم طراحی به دنبال زیباییهای بدون جنسیتی در خط مدلهای جدید بود.
the survey asked about ungendered preferences for leisure activities.
پرسشنامه دربارهی ترجیحات بدون جنسیتی برای فعالیتهای رفاهی پرسید.
the organization promoted an ungendered workplace culture.
سازمان فرهنگ کاری بدون جنسیتی را ترویج میداد.
the study examined ungendered attitudes towards stem careers.
این مطالعه نگرشهای بدون جنسیتی نسبت به رشتههای STEM را بررسی کرد.
the curriculum included ungendered perspectives on historical events.
کتاب درسی دیدگاههای بدون جنسیتی دربارهی رویدادهای تاریخی را شامل میشد.
the software provides ungendered avatars for users to choose from.
نرمافزار آواتارهای بدون جنسیتی را برای کاربران فراهم میکند.
the campaign encouraged ungendered participation in community events.
این حملهی تبلیغاتی شرکتهای بدون جنسیتی در رویدادهای جامعهای را تشویق میکرد.
the guidelines emphasized the importance of using ungendered terminology.
راهنماییها اهمیت استفاده از واژگان بدون جنسیتی را تاکید میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید