ungrammatical

[ایالات متحده]/ʌngrə'mætɪk(ə)l/
[بریتانیا]/'ʌngrə'mætɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: عدم پیروی از قوانین دستور زبان؛ نقض قوانین گرامری.

جملات نمونه

It is ungrammatical to end a sentence with a preposition.

پایان دادن یک جمله با حرف اضافه از نظر دستوری صحیح نیست.

The ungrammatical use of slang can make your writing sound unprofessional.

استفاده غیردستوری از اصطلاحات عامیانه می‌تواند باعث شود نوشته شما غیرحرفه‌ای به نظر برسد.

She made an ungrammatical mistake in her essay.

او مرتکب یک اشتباه دستوری در مقاله خود شد.

It's ungrammatical to use a singular verb with a plural subject.

استفاده از فعل مفرد با یک نهاد جمع از نظر دستوری صحیح نیست.

The teacher pointed out the ungrammatical phrases in the student's composition.

معلم عبارات دستوری نادرست را در ترکیب‌بندی دانش‌آموز نشان داد.

He often makes ungrammatical errors when speaking English.

او اغلب هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی دچار اشتباهات دستوری می‌شود.

The ungrammatical sentence confused the readers.

جمله دستوری نادرست باعث سردرگمی خوانندگان شد.

You should avoid using ungrammatical expressions in formal writing.

شما باید از استفاده از عبارات دستوری نادرست در نگارش رسمی خودداری کنید.

The ungrammatical structure of the sentence made it difficult to understand.

ساختار دستوری نادرست جمله باعث شد درک آن دشوار باشد.

She corrected the ungrammatical sentence before submitting her paper.

او قبل از ارسال مقاله خود جمله دستوری نادرست را تصحیح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید