ungratefully yours
بیانصافانه مال شما
ungratefully accepted
بیانصافانه پذیرفته شد
ungratefully ignored
بیانصافانه نادیده گرفته شد
ungratefully complained
بیانصافانه شکایت کرد
ungratefully dismissed
بیانصافانه کنار گذاشته شد
ungratefully treated
بیانصافانه رفتار شد
ungratefully responded
بیانصافانه پاسخ داد
ungratefully judged
بیانصافانه قضاوت شد
ungratefully received
بیانصافانه دریافت شد
ungratefully overlooked
بیانصافانه نادیده گرفته شد
he ungratefully rejected their help.
او به طرز ناشکری از کمک آنها امتناع کرد.
she ungratefully complained about the gift.
او به طرز ناشکری در مورد هدیه شکایت کرد.
they ungratefully took advantage of their kindness.
آنها به طرز ناشکری از مهربانی آنها سوء استفاده کردند.
he ungratefully forgot their sacrifices.
او به طرز ناشکری فداکاری های آنها را فراموش کرد.
she ungratefully dismissed their advice.
او به طرز ناشکری نصیحت آنها را نادیده گرفت.
they ungratefully ignored the support they received.
آنها به طرز ناشکری از حمایتی که دریافت کردند، غافلگیر شدند.
he ungratefully criticized their efforts.
او به طرز ناشکری تلاش های آنها را مورد انتقاد قرار داد.
she ungratefully walked away from the situation.
او به طرز ناشکری از آن وضعیت دور شد.
they ungratefully laughed at their generosity.
آنها به طرز ناشکری به سخاوت آنها خندیدند.
he ungratefully forgot to thank them.
او به طرز ناشکری فراموش کرد از آنها تشکر کند.
ungratefully yours
بیانصافانه مال شما
ungratefully accepted
بیانصافانه پذیرفته شد
ungratefully ignored
بیانصافانه نادیده گرفته شد
ungratefully complained
بیانصافانه شکایت کرد
ungratefully dismissed
بیانصافانه کنار گذاشته شد
ungratefully treated
بیانصافانه رفتار شد
ungratefully responded
بیانصافانه پاسخ داد
ungratefully judged
بیانصافانه قضاوت شد
ungratefully received
بیانصافانه دریافت شد
ungratefully overlooked
بیانصافانه نادیده گرفته شد
he ungratefully rejected their help.
او به طرز ناشکری از کمک آنها امتناع کرد.
she ungratefully complained about the gift.
او به طرز ناشکری در مورد هدیه شکایت کرد.
they ungratefully took advantage of their kindness.
آنها به طرز ناشکری از مهربانی آنها سوء استفاده کردند.
he ungratefully forgot their sacrifices.
او به طرز ناشکری فداکاری های آنها را فراموش کرد.
she ungratefully dismissed their advice.
او به طرز ناشکری نصیحت آنها را نادیده گرفت.
they ungratefully ignored the support they received.
آنها به طرز ناشکری از حمایتی که دریافت کردند، غافلگیر شدند.
he ungratefully criticized their efforts.
او به طرز ناشکری تلاش های آنها را مورد انتقاد قرار داد.
she ungratefully walked away from the situation.
او به طرز ناشکری از آن وضعیت دور شد.
they ungratefully laughed at their generosity.
آنها به طرز ناشکری به سخاوت آنها خندیدند.
he ungratefully forgot to thank them.
او به طرز ناشکری فراموش کرد از آنها تشکر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید