ungratefully

[ایالات متحده]/ʌnˈɡreɪtfəli/
[بریتانیا]/ʌnˈɡreɪtfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که بی‌احترامی را نشان می‌دهد; به طریقی بی‌فایده

عبارات و ترکیب‌ها

ungratefully yours

بی‌انصافانه مال شما

ungratefully accepted

بی‌انصافانه پذیرفته شد

ungratefully ignored

بی‌انصافانه نادیده گرفته شد

ungratefully complained

بی‌انصافانه شکایت کرد

ungratefully dismissed

بی‌انصافانه کنار گذاشته شد

ungratefully treated

بی‌انصافانه رفتار شد

ungratefully responded

بی‌انصافانه پاسخ داد

ungratefully judged

بی‌انصافانه قضاوت شد

ungratefully received

بی‌انصافانه دریافت شد

ungratefully overlooked

بی‌انصافانه نادیده گرفته شد

جملات نمونه

he ungratefully rejected their help.

او به طرز ناشکری از کمک آنها امتناع کرد.

she ungratefully complained about the gift.

او به طرز ناشکری در مورد هدیه شکایت کرد.

they ungratefully took advantage of their kindness.

آنها به طرز ناشکری از مهربانی آنها سوء استفاده کردند.

he ungratefully forgot their sacrifices.

او به طرز ناشکری فداکاری های آنها را فراموش کرد.

she ungratefully dismissed their advice.

او به طرز ناشکری نصیحت آنها را نادیده گرفت.

they ungratefully ignored the support they received.

آنها به طرز ناشکری از حمایتی که دریافت کردند، غافلگیر شدند.

he ungratefully criticized their efforts.

او به طرز ناشکری تلاش های آنها را مورد انتقاد قرار داد.

she ungratefully walked away from the situation.

او به طرز ناشکری از آن وضعیت دور شد.

they ungratefully laughed at their generosity.

آنها به طرز ناشکری به سخاوت آنها خندیدند.

he ungratefully forgot to thank them.

او به طرز ناشکری فراموش کرد از آنها تشکر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید