uninsurable

[ایالات متحده]/ʌnɪnˈʃʊərəbl/
[بریتانیا]/ʌnɪnˈʃʊrəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل بیمه

عبارات و ترکیب‌ها

uninsurable risks

ریسک‌های غیر قابل بیمه

uninsurable property

دارایی غیر قابل بیمه

uninsurable loss

خسارت غیر قابل بیمه

uninsurable condition

شرایط غیر قابل بیمه

uninsurable event

رویداد غیر قابل بیمه

uninsurable liability

مسئولیت غیر قابل بیمه

uninsurable health

سلامتی غیر قابل بیمه

uninsurable activities

فعالیت‌های غیر قابل بیمه

uninsurable clients

مشتریان غیر قابل بیمه

جملات نمونه

some properties are considered uninsurable due to their location.

برخی از ویژگی‌ها به دلیل موقعیت مکانی در نظر گرفته نمی‌شوند.

high-risk activities often lead to uninsurable situations.

فعالیت‌های پرخطر اغلب منجر به شرایطی غیرقابل بیمه شدن می‌شوند.

after the storm, many homes were deemed uninsurable.

پس از طوفان، بسیاری از خانه‌ها غیرقابل بیمه تشخیص داده شدند.

insurance companies may label certain individuals as uninsurable.

شرکت‌های بیمه ممکن است افراد خاصی را غیرقابل بیمه بدانند.

uninsurable properties can be a burden for homeowners.

ویژگی‌های غیرقابل بیمه می‌توانند بار سنگینی برای صاحبان خانه باشند.

investors often avoid uninsurable assets.

سرمایه‌گذاران اغلب از دارایی‌های غیرقابل بیمه اجتناب می‌کنند.

some businesses operate in uninsurable sectors.

برخی از مشاغل در بخش‌های غیرقابل بیمه فعالیت می‌کنند.

uninsurable risks can lead to significant financial losses.

خطرات غیرقابل بیمه می‌تواند منجر به خسارات مالی قابل توجهی شود.

it's important to assess whether a property is uninsurable.

ارزیابی اینکه آیا یک ملک غیرقابل بیمه است یا خیر مهم است.

many factors contribute to a property being uninsurable.

عوامل متعددی وجود دارد که باعث می‌شوند یک ملک غیرقابل بیمه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید