univalve

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪvælv/
[بریتانیا]/ˈjunəˌvælv/

ترجمه

adj. دارای یک پوسته
n. یک نرم‌تن با یک پوسته
Word Forms
جمعunivalves

عبارات و ترکیب‌ها

univalve mollusk

حلزون یک‌دسته

univalve species

گونه‌های یک‌دسته

univalve shell

پوسته یک‌دسته

univalve organism

زیستگاه یک‌دسته

univalve anatomy

آناتومی یک‌دسته

univalve classification

طبقه بندی یک‌دسته

univalve habitat

زیستگاه یک‌دسته

univalve fossil

فسیل یک‌دسته

univalve lifestyle

سبک زندگی یک‌دسته

univalve diversity

تنوع یک‌دسته

جملات نمونه

the univalve shell of the snail is beautifully shaped.

پوسته‌ی یک‌دندانه حلزون به شکل زیبا شکل گرفته است.

univalve mollusks include species like snails and limpets.

مولوسک‌های یک‌دندانه شامل گونه‌هایی مانند حلزون‌ها و پولک‌داران هستند.

scientists study univalve fossils to understand ancient marine life.

دانشمندان بقایای فسیلی یک‌دندانه را برای درک حیات دریایی باستانی مطالعه می‌کنند.

many univalve species are important for their ecological roles.

بسیاری از گونه‌های یک‌دندانه به دلیل نقش‌های اکولوژیکی خود مهم هستند.

univalve organisms often inhabit rocky shorelines.

ارگانیسم‌های یک‌دندانه اغلب در خطوط ساحلی صخره‌ای زندگی می‌کنند.

the univalve's ability to adapt is fascinating.

توانایی یک‌دندانه در سازگاری شگفت‌انگیز است.

univalve shells can be used in jewelry making.

می‌توان از پوسته‌های یک‌دندانه در ساخت زیورآلات استفاده کرد.

some univalve species are threatened due to habitat loss.

برخی از گونه‌های یک‌دندانه به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارند.

univalve animals display a wide range of colors and patterns.

جانوران یک‌دندانه طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها و الگوها را نشان می‌دهند.

understanding univalve biology can aid conservation efforts.

درک زیست‌شناسی یک‌دندانه می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید