unlacing

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌleɪsɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌleɪsɪŋ]/

ترجمه

v. برداشتن کمربند (از کفش، لباس و غیره).
n. عمل برداشتن کمربند.

عبارات و ترکیب‌ها

unlacing boots

آزاد کردن کفش‌ها

unlaced shoes

کفش‌های آزاد شده

unlacing her coat

آزاد کردن کت پelerین

unlaced and loose

آزاد و لاغر

unlacing quickly

سريع آزاد کردن

unlaced jacket

کت آزاد شده

unlacing the bag

آزاد کردن کیف

unlaced state

حالت آزاد شده

unlacing slowly

آهسته آزاد کردن

unlaced laces

نخ‌های آزاد شده

جملات نمونه

she was carefully unlacing her boots after the long hike.

او پس از یک گشت طولانی با دقت کمربند چمیش‌هایش را باز کرد.

the child struggled with unlacing his new sneakers.

کودک با باز کردن کمربند نیایش‌های جدیدش کمی دشواری داشت.

he paused to unlace his shoes before entering the house.

وی قبل از ورود به خانه برای باز کردن کمربند کفش‌هایش متوقف شد.

the old woman slowly unlaced her gloves.

زن سالمند کمربند دستکش‌هایش را به آرامی باز کرد.

after the game, they began unlacing their cleats.

پس از بازی، آن‌ها شروع به باز کردن کمربند کفش‌های ورزشی خود کردند.

she found it difficult unlacing the tight corset.

وی در باز کردن کمربند کورсет تنگ کار دشواری داشت.

he was unlacing his jacket to cool down.

وی کمربند یکپارچه‌اش را باز کرد تا خنک شود.

the dancer started unlacing her ballet shoes.

رقصنده شروع به باز کردن کمربند کفش‌های باتلویش کرد.

the mechanic was unlacing his work boots.

تکنسین کمربند چمیش‌های کاری‌اش را باز کرد.

she enjoyed the simple act of unlacing her dress.

وی لذت برده بود از کار ساده باز کردن کمربند لباسش.

he noticed the frayed laces before unlacing them.

وی قبل از باز کردن کمربند‌ها، فهمید که آن‌ها پارچه‌شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید