unlikely

[ایالات متحده]/ʌnˈlaɪkli/
[بریتانیا]/ʌnˈlaɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمحتمل برای وقوع; بدون امید
adv. شاید نه
Word Forms
صفت عالیunlikeliest

جملات نمونه

It is unlikely that she will come.

احتمال ندارد که او بیاید.

That’s an unlikely story.

آن یک داستان غیرمحتمل است.

it is unlikely that they will ever be used.

بعید است که هرگز از آنها استفاده شود.

He is unlikely to win the race.

احتمال ندارد او مسابقه را ببرد.

She may, not unlikely, go abroad.

ممکن است، به احتمال زیاد، به خارج از کشور برود.

the situation is unlikely to change in the foreseeable future.

به نظر نمی‌رسد که در آینده نزدیک وضعیت تغییر کند.

it's unlikely to do much harm to the engine.

احتمال ندارد زیاد به موتور آسیب برساند.

It was very unlikely that he would do that.

بسیار بعید بود که او آن را انجام دهد.

He is very ill and unlikely to recover.

او بسیار بیمار است و بعید است که بهبود یابد.

men are unlikely to be divested of power without a struggle.

مردان بعید است که بدون مبارزه از قدرت خلع شوند.

he is unlikely to be deterred by minatory finger-wagging.

احتمال ندارد که او با تذکر و اخم بترسد.

the conflict is unlikely to be resolved in the near future.

این درگیری بعید است در آینده نزدیک حل شود.

It’s unlikely your boss will change his ways.

احتمال ندارد رئیس شما رفتارش را تغییر دهد.

They are unlikely to come since the weather is so bad.

با توجه به اینکه هوا بسیار بد است، بعید است که آنها بیایند.

He is unlikely to make wild accusations without proof.

احتمال ندارد او بدون مدرک اتهامات بی اساس بزند.

It’s unlikely that the hospital will be closed in the foreseeable future.

احتمال بسته شدن بیمارستان در آینده نزدیک بعید است.

It’s unlikely that this gully was produced by nature.

احتمال اینکه این گودال توسط طبیعت ایجاد شده باشد، بعید است.

نمونه‌های واقعی

This is very, very unlikely to happen.

این اتفاق بسیار، بسیار بعید به نظر می رسد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

As we have seen, this theory seems very unlikely.

همانطور که دیدیم، این تئوری بسیار بعید به نظر می رسد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

It seems unlikely, but no more unlikely than the existence of brown dwarfs themselves.

بعید به نظر می رسد، اما از وجود کوتوله های قهوه ای بیشتر بعید نیست.

منبع: Crash Course Astronomy

" Many, Severus, each of them as unlikely as the next."

" بسیاری، سووروس، هر یک از آنها به اندازه بعدی بعید است."

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

These pressures seem unlikely to abate soon.

به نظر می رسد این فشارها به زودی کاهش نخواهند یافت.

منبع: The Economist (Summary)

And it seems to me unlikely.

و به نظر من بعید است.

منبع: NPR News July 2015 Compilation

Both were initially dismissed as almost comically unlikely to rise to rule their countries.

هر دو در ابتدا به عنوان احتمالاً بسیار بعید برای رسیدن به حکومت در کشورشان رد شدند.

منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)

It sounds unlikely, but that's exactly the problem faced by farmers in Africa.

بعید به نظر می رسد، اما دقیقاً همان مشکلی است که کشاورزان در آفریقا با آن روبرو هستند.

منبع: 6 Minute English

Under that scenario, Vice President Pence becomes President Pence -- again, very unlikely.

در آن سناریو، معاون رئیس جمهور پنس به رئیس جمهور پنس تبدیل می شود - باز هم، بسیار بعید است.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

The if Clause constitutes the unreal or unlikely situation.

بند if یک وضعیت غیرواقعی یا بعید را نشان می دهد.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید