unmachined part
قطعه ماشینکاری نشده
unmachined surface
سطح ماشینکاری نشده
unmachined area
ناحیه ماشینکاری نشده
unmachined edge
لبه ماشینکاری نشده
unmachined component
قطعه ماشینکاری نشده
unmachined material
مواد ماشینکاری نشده
unmachined section
بخش ماشینکاری نشده
unmachined feature
ویژگی ماشینکاری نشده
unmachined block
بلوک ماشینکاری نشده
unmachined workpiece
قطعه کار ماشینکاری نشده
the unmachined part needs further processing.
قطعه ماشیننشده نیاز به فرآوری بیشتر دارد.
we received unmachined components for assembly.
ما قطعات ماشیننشده برای مونتاژ دریافت کردیم.
unmachined surfaces can affect the final product quality.
سطوح ماشیننشده میتوانند بر کیفیت محصول نهایی تأثیر بگذارند.
the engineer inspected the unmachined material.
مهندس مواد ماشیننشده را بررسی کرد.
unmachined items are often less expensive.
اقلام ماشیننشده اغلب ارزانتر هستند.
we need to order unmachined stock for the project.
ما نیاز داریم برای پروژه سفارش سهام ماشیننشده بدهیم.
unmachined parts require skilled labor for finishing.
قطعات ماشیننشده برای پرداخت به نیروی کار ماهر نیاز دارند.
he prefers working with unmachined wood for his projects.
او ترجیح میدهد برای پروژههایش با چوب ماشیننشده کار کند.
the factory specializes in producing unmachined items.
کارخانه در تولید اقلام ماشیننشده تخصص دارد.
unmachined products can be customized easily.
محصولات ماشیننشده را میتوان به راحتی سفارشی کرد.
unmachined part
قطعه ماشینکاری نشده
unmachined surface
سطح ماشینکاری نشده
unmachined area
ناحیه ماشینکاری نشده
unmachined edge
لبه ماشینکاری نشده
unmachined component
قطعه ماشینکاری نشده
unmachined material
مواد ماشینکاری نشده
unmachined section
بخش ماشینکاری نشده
unmachined feature
ویژگی ماشینکاری نشده
unmachined block
بلوک ماشینکاری نشده
unmachined workpiece
قطعه کار ماشینکاری نشده
the unmachined part needs further processing.
قطعه ماشیننشده نیاز به فرآوری بیشتر دارد.
we received unmachined components for assembly.
ما قطعات ماشیننشده برای مونتاژ دریافت کردیم.
unmachined surfaces can affect the final product quality.
سطوح ماشیننشده میتوانند بر کیفیت محصول نهایی تأثیر بگذارند.
the engineer inspected the unmachined material.
مهندس مواد ماشیننشده را بررسی کرد.
unmachined items are often less expensive.
اقلام ماشیننشده اغلب ارزانتر هستند.
we need to order unmachined stock for the project.
ما نیاز داریم برای پروژه سفارش سهام ماشیننشده بدهیم.
unmachined parts require skilled labor for finishing.
قطعات ماشیننشده برای پرداخت به نیروی کار ماهر نیاز دارند.
he prefers working with unmachined wood for his projects.
او ترجیح میدهد برای پروژههایش با چوب ماشیننشده کار کند.
the factory specializes in producing unmachined items.
کارخانه در تولید اقلام ماشیننشده تخصص دارد.
unmachined products can be customized easily.
محصولات ماشیننشده را میتوان به راحتی سفارشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید