unmethylated

[ایالات متحده]/ʌnˈmɛθəleɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈmɛθəleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر متیل شده

عبارات و ترکیب‌ها

unmethylated dna

DNA غیرمتيل شده

unmethylated sites

ناحیه‌های غیرمتيل شده

unmethylated regions

ناوشاهای غیرمتيل شده

unmethylated genes

ژن‌های غیرمتيل شده

unmethylated markers

نشانگرهای غیرمتيل شده

unmethylated cpg

CPG غیرمتيل شده

unmethylated promoter

پرايمر غیرمتيل شده

unmethylated allele

آليل غیرمتيل شده

unmethylated fragments

قطعات غیرمتيل شده

unmethylated transcripts

ترانسکريپت‌های غیرمتيل شده

جملات نمونه

the unmethylated genes are often more active.

ژن‌های غیرمتیله اغلب فعال‌تر هستند.

researchers found unmethylated dna in the samples.

محققان DNA غیرمتیله را در نمونه‌ها یافتند.

unmethylated cytosines can indicate gene expression levels.

سیتوزین‌های غیرمتیله می‌توانند نشان‌دهنده سطوح بیان ژن باشند.

the study focused on unmethylated regions of the genome.

این مطالعه بر روی مناطق غیرمتیله ژنوم متمرکز بود.

unmethylated sites are crucial for understanding epigenetics.

محل‌های غیرمتیله برای درک اپی‌ژنتیک بسیار مهم هستند.

the unmethylated promoter enhances transcription activity.

پروتر غیرمتیله فعالیت رونویسی را افزایش می‌دهد.

unmethylated dna can be a marker for certain diseases.

DNA غیرمتیله می‌تواند نشانگر برخی بیماری‌ها باشد.

scientists are studying unmethylated regions for potential therapies.

دانشمندان در حال مطالعه مناطق غیرمتیله برای درمان‌های بالقوه هستند.

unmethylated sequences are often targeted in genetic research.

توالی‌های غیرمتیله اغلب در تحقیقات ژنتیکی مورد هدف قرار می‌گیرند.

they discovered unmethylated patterns in cancer cells.

آنها الگوهای غیرمتیله را در سلول‌های سرطانی کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید