unmold

[ایالات متحده]/ʌnˈməʊld/
[بریتانیا]/ʌnˈmoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را از یک قالب بیرون آوردن; شخصیت یا کیفیت چیزی را نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unmold cake

باز کردن قالب کیک

unmold soap

باز کردن قالب صابون

unmold jello

باز کردن قالب ژله

unmold chocolate

باز کردن قالب شکلات

unmold ice

باز کردن قالب یخ

unmold pudding

باز کردن قالب پودینگ

unmold bread

باز کردن قالب نان

unmold pastry

باز کردن قالب شیرینی

unmold tart

باز کردن قالب تارت

unmold gelatin

باز کردن قالب ژلاتین

جملات نمونه

carefully unmold the cake after it has cooled.

بعد از خنک شدن کیک، آن را با دقت از قالب خارج کنید.

to unmold the jelly, dip the mold in warm water.

برای خارج کردن ژله از قالب، قالب را در آب گرم غوطه‌ور کنید.

she used a knife to help unmold the soufflé.

او از یک چاقو برای کمک به خارج کردن سووفله از قالب استفاده کرد.

make sure to grease the mold before you unmold the bread.

مطمئن شوید که قبل از خارج کردن نان از قالب، قالب را چرب کرده اید.

after baking, let it cool before you unmold it.

بعد از پختن، قبل از خارج کردن آن از قالب، اجازه دهید خنک شود.

it can be tricky to unmold delicate desserts.

خارج کردن دسرهای ظریف از قالب می تواند مشکل باشد.

to unmold the chocolate, tap the mold gently.

برای خارج کردن شکلات از قالب، به آرامی به قالب ضربه بزنید.

always follow the instructions to unmold the panna cotta.

همیشه دستورالعمل ها را برای خارج کردن پانا کوتا از قالب دنبال کنید.

she demonstrated how to unmold the pastries perfectly.

او نحوه خارج کردن شیرینی ها از قالب را به طور کامل نشان داد.

it's important to unmold the ice cream quickly to prevent melting.

خارج کردن سریع بستنی از قالب برای جلوگیری از آب شدن آن مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید