unmold cake
باز کردن قالب کیک
unmold soap
باز کردن قالب صابون
unmold jello
باز کردن قالب ژله
unmold chocolate
باز کردن قالب شکلات
unmold ice
باز کردن قالب یخ
unmold pudding
باز کردن قالب پودینگ
unmold bread
باز کردن قالب نان
unmold pastry
باز کردن قالب شیرینی
unmold tart
باز کردن قالب تارت
unmold gelatin
باز کردن قالب ژلاتین
carefully unmold the cake after it has cooled.
بعد از خنک شدن کیک، آن را با دقت از قالب خارج کنید.
to unmold the jelly, dip the mold in warm water.
برای خارج کردن ژله از قالب، قالب را در آب گرم غوطهور کنید.
she used a knife to help unmold the soufflé.
او از یک چاقو برای کمک به خارج کردن سووفله از قالب استفاده کرد.
make sure to grease the mold before you unmold the bread.
مطمئن شوید که قبل از خارج کردن نان از قالب، قالب را چرب کرده اید.
after baking, let it cool before you unmold it.
بعد از پختن، قبل از خارج کردن آن از قالب، اجازه دهید خنک شود.
it can be tricky to unmold delicate desserts.
خارج کردن دسرهای ظریف از قالب می تواند مشکل باشد.
to unmold the chocolate, tap the mold gently.
برای خارج کردن شکلات از قالب، به آرامی به قالب ضربه بزنید.
always follow the instructions to unmold the panna cotta.
همیشه دستورالعمل ها را برای خارج کردن پانا کوتا از قالب دنبال کنید.
she demonstrated how to unmold the pastries perfectly.
او نحوه خارج کردن شیرینی ها از قالب را به طور کامل نشان داد.
it's important to unmold the ice cream quickly to prevent melting.
خارج کردن سریع بستنی از قالب برای جلوگیری از آب شدن آن مهم است.
unmold cake
باز کردن قالب کیک
unmold soap
باز کردن قالب صابون
unmold jello
باز کردن قالب ژله
unmold chocolate
باز کردن قالب شکلات
unmold ice
باز کردن قالب یخ
unmold pudding
باز کردن قالب پودینگ
unmold bread
باز کردن قالب نان
unmold pastry
باز کردن قالب شیرینی
unmold tart
باز کردن قالب تارت
unmold gelatin
باز کردن قالب ژلاتین
carefully unmold the cake after it has cooled.
بعد از خنک شدن کیک، آن را با دقت از قالب خارج کنید.
to unmold the jelly, dip the mold in warm water.
برای خارج کردن ژله از قالب، قالب را در آب گرم غوطهور کنید.
she used a knife to help unmold the soufflé.
او از یک چاقو برای کمک به خارج کردن سووفله از قالب استفاده کرد.
make sure to grease the mold before you unmold the bread.
مطمئن شوید که قبل از خارج کردن نان از قالب، قالب را چرب کرده اید.
after baking, let it cool before you unmold it.
بعد از پختن، قبل از خارج کردن آن از قالب، اجازه دهید خنک شود.
it can be tricky to unmold delicate desserts.
خارج کردن دسرهای ظریف از قالب می تواند مشکل باشد.
to unmold the chocolate, tap the mold gently.
برای خارج کردن شکلات از قالب، به آرامی به قالب ضربه بزنید.
always follow the instructions to unmold the panna cotta.
همیشه دستورالعمل ها را برای خارج کردن پانا کوتا از قالب دنبال کنید.
she demonstrated how to unmold the pastries perfectly.
او نحوه خارج کردن شیرینی ها از قالب را به طور کامل نشان داد.
it's important to unmold the ice cream quickly to prevent melting.
خارج کردن سریع بستنی از قالب برای جلوگیری از آب شدن آن مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید