unnasal

[ایالات متحده]/ʌnˈneɪzl/
[بریتانیا]/ʌnˈneɪzl/

ترجمه

adj. ناانفاسی; ناپدید شده یا مشخص نشده توسط ویژگی انسانی

عبارات و ترکیب‌ها

unnasal sound

صدا غیر ناکننده

unnasal voice

صوت غیر ناکننده

unnasal quality

کیفیت غیر ناکننده

unnasal speech

گفتار غیر ناکننده

unnasal tone

نبرد غیر ناکننده

more unnasal

بیشتر غیر ناکننده

most unnasal

بیشترین غیر ناکننده

unnasal pronunciation

تلفظ غیر ناکننده

unnasal vowel

حروف مقطعه غیر ناکننده

unnasally produced

تولید شده به صورت غیر ناکننده

جملات نمونه

the singer's unnasal voice carried beautifully through the concert hall.

آواز غیر ناکشاف خواننده زیبایی را در سالن کنسرت منتقل کرد.

he developed an unnasal way of speaking to reduce the nasal quality.

او روشی غیر ناکشاف برای گفتن را توسعه داد تا کیفیت ناکشافی کاهش یابد.

the actor practiced achieving an unnasal tone for his period role.

بازیگر برای نقش دوره‌ای خود تمرین کرد تا نغمه‌ای غیر ناکشاف به دست آورد.

speech therapists recommend exercises for unnasal pronunciation.

درمانگران گفتار تمریناتی را برای تلفظ غیر ناکشافی توصیه می‌کنند.

the recording captured the instrument's rich, unnasal resonance.

ثبت صوت نغمه‌ای غنی و غیر ناکشاف از این ابزار را ثبت کرد.

she mastered unnasal singing techniques after months of dedicated practice.

پس از چند ماه تمرین وفادار، او فنون خواندن غیر ناکشافی را مسلط گشت.

the language has a predominantly unnasal vowel system compared to french.

این زبان دارای سیستم حروف مقطعه‌ای اصلی غیر ناکشافی نسبت به فرانسوی است.

the vocal coach helped him eliminate nasal habits for a clearer unnasal sound.

مربی آواز کمک کرد تا عادت‌های ناکشافی را از بین ببرد تا صدای غیر ناکشافی واضح‌تری داشته باشد.

proper breath control produces a more resonant unnasal quality in public speaking.

کنترل مناسب تنفس در گفتار عمومی کیفیت غیر ناکشافی مزاج‌تری ایجاد می‌کند.

the choir director emphasized the importance of unnasal tones for blending voices.

رئیس کورال اهمیت نغمه‌های غیر ناکشافی برای ترکیب صدای را تاکید کرد.

his unnasal delivery made the dramatic monologue sound more authoritative.

تکیه‌ای غیر ناکشافی او باعث شد تا مونولوگ دراماتیک صدایی قوی‌تر داشته باشد.

the opera singer trained rigorously to produce pure, unnasal notes.

خواننده اپرا با تمرینات سخت‌گیرانه‌ای برای تولید نت‌های خالص و غیر ناکشافی آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید