unpadded

[ایالات متحده]/[ʌnˈpædɪd]/
[بریتانیا]/[ənˈpædɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پر کردن؛ لایه‌ای پر نشده نداشتن؛ پر نشده یا مخملی نبودن.

عبارات و ترکیب‌ها

unpadded jacket

جacket بدون پر کردن

unpadded seat

صندلی بدون پر کردن

unpadded gloves

دستکش‌های بدون پر کردن

being unpadded

بودن بدون پر کردن

unpadded surface

سطح بدون پر کردن

unpadded case

کیف بدون پر کردن

unpadded box

کارتن بدون پر کردن

unpadded cushion

تکیه‌گاه بدون پر کردن

unpadded armor

pancake بدون پر کردن

unpadded design

طراحی بدون پر کردن

جملات نمونه

the unpadded server response was surprisingly fast.

پاسخ سرور بدون پر کردن ناگهانی سریع بود.

we opted for an unpadded data structure to save memory.

ما برای صرفه جویی در حافظه از ساختار داده بدون پر کردن انتخاب کردیم.

the unpadded image file was smaller than expected.

فایل تصویر بدون پر کردن کوچکتر از آنچه انتظار می‌رفت بود.

the unpadded list allowed for more efficient storage.

لیست بدون پر کردن به ذخیره‌سازی کارآمدتر امکان پذیر می‌کرد.

the unpadded string variable used less space.

متغیر رشته‌ای بدون پر کردن فضای کمتری اشغال می‌کرد.

the unpadded array held only the necessary values.

آرایه بدون پر کردن فقط مقادیر لازم را حمل می‌کرد.

we implemented an unpadded buffer for optimal performance.

ما یک بافر بدون پر کردن را برای عملکرد بهینه پیاده‌سازی کردیم.

the unpadded packet contained the essential information.

پکیت بدون پر کردن اطلاعات اساسی را شامل می‌شد.

the unpadded record was compact and efficient.

رکورد بدون پر کردن فشرده و کارآمد بود.

the unpadded matrix saved significant storage space.

ماتریس بدون پر کردن فضای ذخیره‌سازی قابل توجهی صرفه جویی کرد.

the unpadded configuration file was easier to manage.

فایل تنظیمات بدون پر کردن ساده‌تر مدیریت می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید