unpicking

[ایالات متحده]/ʌnˈpɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈpɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جدا کردن یا باز کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

unpicking threads

باز کردن ریسمان‌ها

unpicking mistakes

رفع اشتباهات

unpicking choices

رفع انتخاب‌ها

unpicking patterns

رفع الگوها

unpicking issues

رفع مشکلات

unpicking problems

رفع مسائل

unpicking ideas

رفع ایده‌ها

unpicking stories

رفع داستان‌ها

unpicking emotions

رفع احساسات

unpicking concepts

رفع مفاهیم

جملات نمونه

unpicking the mystery was more challenging than i anticipated.

گشودن رازی که پیچیده بود، چالش‌برانگیزتر از آن چیزی بود که پیش‌بینی می‌کردم.

she spent hours unpicking the stitches on her dress.

او ساعت‌ها وقت صرف کندن بخیه‌های لباسش کرد.

unpicking the code revealed the hidden message.

کندن کد، پیام پنهان را آشکار کرد.

he is unpicking the layers of history in his research.

او در حال کندن لایه‌های تاریخ در تحقیقات خود است.

unpicking the argument helped clarify her thoughts.

کندن استدلال به روشن شدن افکار او کمک کرد.

they are unpicking the details of the investigation.

آنها در حال کندن جزئیات تحقیقات هستند.

unpicking the fabric was necessary to fix the error.

کندن پارچه برای رفع خطا ضروری بود.

unpicking the past can sometimes be painful.

کندن گذشته گاهی اوقات می‌تواند دردناک باشد.

she is unpicking the threads of their conversation.

او در حال کندن رشته‌های مکالمه آن‌ها است.

unpicking the relationship dynamics took time and patience.

کندن پویایی رابطه، زمان و صبر خواست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید