unpinning

[ایالات متحده]/ʌnˈpɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈpɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برداشتن پین یا قفل

عبارات و ترکیب‌ها

unpinning window

حذف پین

unpinning tab

حذف تب

unpinning item

حذف مورد

unpinning application

حذف برنامه

unpinning file

حذف فایل

unpinning shortcut

حذف میانبر

unpinning note

حذف یادداشت

unpinning document

حذف سند

unpinning element

حذف المان

unpinning widget

حذف ویجت

جملات نمونه

unpinning the note revealed the hidden message.

برداشتن میخچوله‌ها، پیام پنهان را آشکار کرد.

she is unpinning the fabric from the board.

او پارچه را از روی تخته در حال جدا کردن میخچوله‌ها است.

unpinning the map made it easier to read.

برداشتن میخچوله‌های نقشه، خواندن آن را آسان‌تر کرد.

he is unpinning his hair before going to bed.

او قبل از خواب موهایش را از میخچوله‌ها جدا می‌کند.

unpinning the task from the list was necessary.

حذف کردن وظیفه از لیست ضروری بود.

unpinning the photo from the wall changed the room's look.

حذف کردن عکس از دیوار، ظاهر اتاق را تغییر داد.

she is unpinning the butterfly from her dress.

او در حال جدا کردن پروانه از لباسش است.

unpinning the conversation allowed for new topics.

حذف کردن مکالمه، امکان پرداختن به موضوعات جدید را فراهم کرد.

he is unpinning the notes to start over.

او برای شروع دوباره یادداشت‌ها را حذف می‌کند.

unpinning the reminder helped clear her mind.

حذف کردن یادآوری به پاک کردن ذهن او کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید