unpledged funds
بودجههای اختصاصنیافته
unpledged assets
داراییهای اختصاصنیافته
unpledged donations
اهداعات غیرمنتظر
unpledged commitments
تعهدات غیرمنتظر
unpledged securities
اوراق بهادار غیرمنتظر
unpledged property
املاک غیرمنتظر
unpledged support
حمایت غیرمنتظر
unpledged loans
وامهای غیرمنتظر
unpledged investments
سرمایهگذاریهای غیرمنتظر
unpledged resources
منابع غیرمنتظر
the funds remain unpledged for future projects.
بودجهها برای پروژههای آینده اختصاص داده نشده باقی میمانند.
he decided to keep his assets unpledged until the right opportunity arose.
او تصمیم گرفت داراییهای خود را تا زمانی که فرصت مناسبی پیش آمد، اختصاصنیافته نگه دارد.
many investors prefer to leave their capital unpledged.
بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند سرمایه خود را اختصاصنیافته رها کنند.
the unpledged shares can be sold at any time.
سهام اختصاصنیافته را میتوان در هر زمان فروخت.
she kept her options open by leaving her property unpledged.
او با رها کردن ملک خود، گزینههای خود را باز نگه داشت.
his unpledged status allows for greater financial freedom.
وضعیت اختصاصنیافته او به او آزادی مالی بیشتری میدهد.
the bank offers lower rates for unpledged loans.
بانک نرخهای پایینتری برای وامهای اختصاصنیافته ارائه میدهد.
unpledged assets are often seen as a safety net.
داراییهای اختصاصنیافته اغلب به عنوان یک شبکه ایمنی در نظر گرفته میشوند.
investors are cautious about unpledged securities.
سرمایهگذاران در مورد اوراق بهادار اختصاصنیافته محتاط هستند.
she prefers to keep her investments unpledged for liquidity.
او ترجیح میدهد سرمایهگذاریهای خود را به دلیل نقدینگی اختصاصنیافته نگه دارد.
unpledged funds
بودجههای اختصاصنیافته
unpledged assets
داراییهای اختصاصنیافته
unpledged donations
اهداعات غیرمنتظر
unpledged commitments
تعهدات غیرمنتظر
unpledged securities
اوراق بهادار غیرمنتظر
unpledged property
املاک غیرمنتظر
unpledged support
حمایت غیرمنتظر
unpledged loans
وامهای غیرمنتظر
unpledged investments
سرمایهگذاریهای غیرمنتظر
unpledged resources
منابع غیرمنتظر
the funds remain unpledged for future projects.
بودجهها برای پروژههای آینده اختصاص داده نشده باقی میمانند.
he decided to keep his assets unpledged until the right opportunity arose.
او تصمیم گرفت داراییهای خود را تا زمانی که فرصت مناسبی پیش آمد، اختصاصنیافته نگه دارد.
many investors prefer to leave their capital unpledged.
بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند سرمایه خود را اختصاصنیافته رها کنند.
the unpledged shares can be sold at any time.
سهام اختصاصنیافته را میتوان در هر زمان فروخت.
she kept her options open by leaving her property unpledged.
او با رها کردن ملک خود، گزینههای خود را باز نگه داشت.
his unpledged status allows for greater financial freedom.
وضعیت اختصاصنیافته او به او آزادی مالی بیشتری میدهد.
the bank offers lower rates for unpledged loans.
بانک نرخهای پایینتری برای وامهای اختصاصنیافته ارائه میدهد.
unpledged assets are often seen as a safety net.
داراییهای اختصاصنیافته اغلب به عنوان یک شبکه ایمنی در نظر گرفته میشوند.
investors are cautious about unpledged securities.
سرمایهگذاران در مورد اوراق بهادار اختصاصنیافته محتاط هستند.
she prefers to keep her investments unpledged for liquidity.
او ترجیح میدهد سرمایهگذاریهای خود را به دلیل نقدینگی اختصاصنیافته نگه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید