unpolluted

[ایالات متحده]/ʌnpə'luːtɪd/
[بریتانیا]/'ʌnpə'lʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آلوده نشده، تمیز.

نمونه‌های واقعی

In an unpolluted ocean, pretty well anything which had this smell would be edible-or, at least, harmless.

در اقیانوسی بدون آلودگی، تقریباً هر چیزی که این بو را داشت قابل خوردن بود - یا حداقل، بی‌ضرر.

منبع: The Economist (Summary)

I envy you your peace of mind, your clean conscience, your unpolluted memory.

به آرامش خاطر، وجدان پاک و خاطراتتان بدون آلودگی غبطه می‌ورزم.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

" Hetch Hetchy water is the purest of all to be found in the Sierra, unpolluted, and forever unpollutable" .

آب هچ هچتی از خالص‌ترین آب‌هایی است که در سیرا پیدا می‌شود، بدون آلودگی و همیشه غیرقابل آلودگی.

منبع: Yosemite

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید