unpressed

[ایالات متحده]/ʌnˈprɛst/
[بریتانیا]/ʌnˈprɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فشرده یا فشرده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unpressed shirt

پیراهن اتو نشده

unpressed fabric

پارچه اتو نشده

unpressed pants

شلوار اتو نشده

unpressed dress

لباس اتو نشده

unpressed linens

لباسخواب اتو نشده

unpressed collar

یقه اتو نشده

unpressed suit

کت اتو نشده

unpressed blouse

بلوز اتو نشده

unpressed trousers

شلوار اتو نشده

unpressed uniform

نظامي اتو نشده

جملات نمونه

the fabric remained unpressed after washing.

پارچه پس از شستشو اتو نشد.

she wore an unpressed shirt to the meeting.

او یک پیراهن اتو نشده به جلسه پوشید.

his unpressed pants gave him a casual look.

شلوار اتو نشده او ظاهری غیررسمی به او بخشید.

the unpressed linens were stored in the closet.

ملس اتو نشده در کمد لباس ها نگهداری می شد.

she preferred her clothes unpressed for comfort.

او ترجیح می داد لباس هایش به دلیل راحتی اتو نشوند.

the unpressed curtains added a relaxed vibe to the room.

پرده های اتو نشده حال و هوای آرامش بخشی به اتاق بخشیدند.

he found the unpressed fabric easier to work with.

او کار با پارچه اتو نشده را آسان تر یافت.

the unpressed state of the clothes was a sign of a busy week.

حالت اتو نشده لباس ها نشانه ای از یک هفته پرمشغله بود.

she didn't mind the unpressed look for a casual day out.

او برای یک روز غیررسمی بودن ظاهر اتو نشده را مشکلی نمی دانست.

his unpressed appearance made him feel more relaxed.

ظاهر اتو نشده او باعث شد احساس آرامش بیشتری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید