unrig

[ایالات متحده]/ʌnˈrɪɡ/
[بریتانیا]/ʌnˈrɪɡ/

ترجمه

vt. برای حذف تجهیزات؛ برای برداشتن تجهیزات از یک کشتی؛ برای درآوردن لباس

عبارات و ترکیب‌ها

unrig the system

باز کردن سیستم

unrig the election

دستکاری انتخابات را خنثی کردن

unrig the game

بازی را دستکاری نکردن

unrig the process

فرآیند را دستکاری نکردن

unrig the rules

دستکاری قوانین را خنثی کردن

unrig the competition

رقابت را دستکاری نکردن

unrig the market

بازار را دستکاری نکردن

unrig the outcome

نتیجه را دستکاری نکردن

unrig the setup

دستگاه را دستکاری نکردن

unrig the strategy

استراتژی را دستکاری نکردن

جملات نمونه

we need to unrig the system to ensure fairness.

ما باید سیستم را از دستکاری خارج کنیم تا عدالت را تضمین کنیم.

it is important to unrig the voting process.

مهم است که فرآیند رای گیری را از دستکاری خارج کنیم.

the committee decided to unrig the competition rules.

کمیته تصمیم گرفت قوانین مسابقه را از دستکاری خارج کند.

activists are working hard to unrig the election.

فعال‌ها برای از بین بردن دستکاری در انتخابات سخت تلاش می‌کنند.

we must unrig the data to analyze it accurately.

ما باید داده ها را از دستکاری خارج کنیم تا بتوانیم آن را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنیم.

the team aims to unrig the financial system.

تیم قصد دارد سیستم مالی را از دستکاری خارج کند.

they found a way to unrig the game.

آنها راهی برای از بین بردن دستکاری در بازی پیدا کردند.

to restore trust, we need to unrig the process.

برای بازگرداندن اعتماد، ما باید فرآیند را از دستکاری خارج کنیم.

experts suggest ways to unrig the market.

متخصصان راه هایی را برای از بین بردن دستکاری در بازار پیشنهاد می کنند.

unrigging the system is essential for transparency.

از بین بردن دستکاری در سیستم برای شفافیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید