unrig the system
باز کردن سیستم
unrig the election
دستکاری انتخابات را خنثی کردن
unrig the game
بازی را دستکاری نکردن
unrig the process
فرآیند را دستکاری نکردن
unrig the rules
دستکاری قوانین را خنثی کردن
unrig the competition
رقابت را دستکاری نکردن
unrig the market
بازار را دستکاری نکردن
unrig the outcome
نتیجه را دستکاری نکردن
unrig the setup
دستگاه را دستکاری نکردن
unrig the strategy
استراتژی را دستکاری نکردن
we need to unrig the system to ensure fairness.
ما باید سیستم را از دستکاری خارج کنیم تا عدالت را تضمین کنیم.
it is important to unrig the voting process.
مهم است که فرآیند رای گیری را از دستکاری خارج کنیم.
the committee decided to unrig the competition rules.
کمیته تصمیم گرفت قوانین مسابقه را از دستکاری خارج کند.
activists are working hard to unrig the election.
فعالها برای از بین بردن دستکاری در انتخابات سخت تلاش میکنند.
we must unrig the data to analyze it accurately.
ما باید داده ها را از دستکاری خارج کنیم تا بتوانیم آن را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنیم.
the team aims to unrig the financial system.
تیم قصد دارد سیستم مالی را از دستکاری خارج کند.
they found a way to unrig the game.
آنها راهی برای از بین بردن دستکاری در بازی پیدا کردند.
to restore trust, we need to unrig the process.
برای بازگرداندن اعتماد، ما باید فرآیند را از دستکاری خارج کنیم.
experts suggest ways to unrig the market.
متخصصان راه هایی را برای از بین بردن دستکاری در بازار پیشنهاد می کنند.
unrigging the system is essential for transparency.
از بین بردن دستکاری در سیستم برای شفافیت ضروری است.
unrig the system
باز کردن سیستم
unrig the election
دستکاری انتخابات را خنثی کردن
unrig the game
بازی را دستکاری نکردن
unrig the process
فرآیند را دستکاری نکردن
unrig the rules
دستکاری قوانین را خنثی کردن
unrig the competition
رقابت را دستکاری نکردن
unrig the market
بازار را دستکاری نکردن
unrig the outcome
نتیجه را دستکاری نکردن
unrig the setup
دستگاه را دستکاری نکردن
unrig the strategy
استراتژی را دستکاری نکردن
we need to unrig the system to ensure fairness.
ما باید سیستم را از دستکاری خارج کنیم تا عدالت را تضمین کنیم.
it is important to unrig the voting process.
مهم است که فرآیند رای گیری را از دستکاری خارج کنیم.
the committee decided to unrig the competition rules.
کمیته تصمیم گرفت قوانین مسابقه را از دستکاری خارج کند.
activists are working hard to unrig the election.
فعالها برای از بین بردن دستکاری در انتخابات سخت تلاش میکنند.
we must unrig the data to analyze it accurately.
ما باید داده ها را از دستکاری خارج کنیم تا بتوانیم آن را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنیم.
the team aims to unrig the financial system.
تیم قصد دارد سیستم مالی را از دستکاری خارج کند.
they found a way to unrig the game.
آنها راهی برای از بین بردن دستکاری در بازی پیدا کردند.
to restore trust, we need to unrig the process.
برای بازگرداندن اعتماد، ما باید فرآیند را از دستکاری خارج کنیم.
experts suggest ways to unrig the market.
متخصصان راه هایی را برای از بین بردن دستکاری در بازار پیشنهاد می کنند.
unrigging the system is essential for transparency.
از بین بردن دستکاری در سیستم برای شفافیت ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید