unscrew

[ایالات متحده]/ʌn'skruː/
[بریتانیا]/ˌʌn'skru/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. با چرخاندن یک پیچ شل کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریunscrewing
شکل سوم شخص مفردunscrews
جمعunscrews
قسمت سوم فعلunscrewed
زمان گذشتهunscrewed

جملات نمونه

Please unscrew the lid before opening the jar.

لطفاً قبل از باز کردن jar، درب را باز کنید.

I had to unscrew the back panel to access the internal components.

برای دسترسی به قطعات داخلی، مجبور شدم پنل پشتی را باز کنم.

She used a wrench to unscrew the rusty bolt.

او از یک آچار برای باز کردن پیچ زنگ زده استفاده کرد.

It's important to unscrew the light bulb before replacing it.

قبل از تعویض آن، مهم است که لامپ را باز کنید.

He carefully unscrewed the screws holding the furniture together.

او با دقت پیچ‌هایی که مبلمان را کنار هم نگه می‌داشتند، باز کرد.

You need a screwdriver to unscrew the screws.

برای باز کردن پیچ‌ها به یک پیچ‌گوشتی نیاز دارید.

The mechanic had to unscrew several parts to reach the damaged area.

مکانیک مجبور شد چندین قطعه را باز کند تا به قسمت آسیب دیده برسد.

Can you help me unscrew this stubborn nut?

می‌توانید به من کمک کنید تا این مهره سرسخت را باز کنم؟

She struggled to unscrew the tightly sealed bottle.

او برای باز کردن بطری به خوبی مهر و موم شده تلاش کرد.

I will unscrew the hinges to take the door off its frame.

من لولاها را باز خواهم کرد تا درب را از قاب آن جدا کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید