unselectively

[ایالات متحده]/[ʌnˈsɛləktɪvli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈsɛləktɪvli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که انتخابی نباشد؛ بدون انتخاب دقیق؛ بدون تبعیض؛ به طور غیرانتخابی؛ به گونه‌ای که افراد یا گروه‌های خاص را ترجیح ندهد.

عبارات و ترکیب‌ها

unselectively chosen

انتخاب نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively applied

اعمال نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively gathered

جمع آوری نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively distributed

توزیع نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively recruited

جذب نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively selected

انتخاب نشده به صورت غیرانتخابی

unselectively targeting

هدف قرار دادن به صورت غیرانتخابی

unselectively using

استفاده نکردن به صورت غیرانتخابی

unselectively engaging

درگیر نشدن به صورت غیرانتخابی

unselectively implementing

پیاده سازی نکردن به صورت غیرانتخابی

جملات نمونه

the committee unselectively approved several questionable proposals.

کمیته به طور گزینشی چندین پیشنهاد مشکوک را تصویب کرد.

he unselectively hired anyone who applied, regardless of experience.

او به طور گزینشی هر کسی که درخواست داد را استخدام کرد، صرف نظر از تجربه.

the rain fell unselectively on the city, soaking everything.

باران به طور گزینشی بر شهر بارید و همه چیز را خیس کرد.

the critic unselectively praised every aspect of the performance.

منتقد از هر جنبه ای از اجرا به طور گزینشی تمجید کرد.

the company unselectively expanded into new markets without proper research.

شرکت بدون تحقیق مناسب به طور گزینشی وارد بازارهای جدید شد.

the artist unselectively combined different styles in their work.

هنرمند به طور گزینشی سبک های مختلف را در کار خود ترکیب کرد.

the algorithm unselectively flagged numerous benign emails as spam.

الگوریتم به طور گزینشی ایمیل های بی ضرر زیادی را به عنوان هرزنامه علامت گذاری کرد.

the reporter unselectively quoted sources to support their biased narrative.

گزارشگر برای حمایت از روایت مغرضانه خود به طور گزینشی از منابع نقل قول کرد.

the museum unselectively displayed a wide range of artifacts.

موزه به طور گزینشی طیف گسترده ای از آثار باستانی را به نمایش گذاشت.

the politician unselectively courted voters with populist promises.

سیاستمدار با وعده های پوپولیستی به طور گزینشی رای دهندگان را مورد توجه قرار داد.

the software unselectively deleted important files during the update.

نرم افزار در طول بروزرسانی به طور گزینشی فایل های مهم را حذف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید