untighten

[ایالات متحده]/[ʌnˈtaɪtən]/
[بریتانیا]/[ʌnˈtaɪtən]/

ترجمه

v. آسیب دیدن یا کم شدن تنگی؛ کم کردن کشش یا فشار روی چیزی؛ آسیب دیدن یا کم شدن تنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

untighten the screw

پیچ را شل کن

untightened bolts

پیچ‌های شل شده

untighten gradually

به تدریج شل کن

untightening valve

واکیو شل کردن

untighten it now

اکنون آن را شل کن

untightened grip

گرفتگی شل شده

untighten carefully

به دقت شل کن

untighten quickly

سریعاً شل کن

untighten the lid

پوشش را شل کن

untighten completely

کاملاً شل کن

جملات نمونه

you need to untighten the jar lid before you can open it.

شما باید پیش از باز کردن مهره جار را شل کنید.

carefully untighten the bolts to avoid stripping the threads.

با دقت مهره ها را شل کنید تا از برش دادن گوشه ها جلوگیری شود.

he tried to untighten the rusty pipe fitting with a wrench.

او سعی کرد با یک مفتordه گوشه لوله زنگ زدگی را شل کند.

remember to untighten the clamps before moving the equipment.

قبل از جابه جایی تجهیزات، فراموش نکنید که قفل ها را شل کنید.

the mechanic asked me to untighten the engine cover slightly.

مکانیک از من خواست تا کمی پوشش موتور را شل کنم.

untighten the valve just a little to release the pressure.

فشار را با شل کردن کمی دریچه رها کنید.

she had to untighten her scarf because it was too warm.

او مجبور شد گردنبندش را شل کند چون بسیار گرم بود.

before disassembling, untighten all the fasteners on the panel.

قبل از از مونتاژ، تمامی چرخ دست های روی پنل را شل کنید.

he used a pipe wrench to untighten the stubborn fitting.

او از یک مفتordه لوله ای برای شل کردن قطعه سخت استفاده کرد.

untighten the screws holding the bracket in place.

پیچ های نگه دارنده قاب را شل کنید.

it's important to untighten the pressure release valve slowly.

این مهم است که به آرامی دریچه فشار را شل کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید