untruths

[ایالات متحده]/ʌntruːθs/
[بریتانیا]/ʌntruθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروغ‌ها؛ کذب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

spread untruths

گسترش دروغ‌ها

expose untruths

افشای دروغ‌ها

uncover untruths

کشف دروغ‌ها

believe untruths

باور کردن به دروغ‌ها

defend untruths

دفاع از دروغ‌ها

tell untruths

گفتن دروغ‌ها

promote untruths

ترویج دروغ‌ها

challenge untruths

چالش دروغ‌ها

document untruths

مستندسازی دروغ‌ها

combat untruths

مقابله با دروغ‌ها

جملات نمونه

they spread untruths about the company's practices.

آنها در مورد شیوه‌های شرکت، اطلاعات نادرست منتشر کردند.

it's important to confront untruths in the media.

مهم است که اطلاعات نادرست را در رسانه ها به چالش بکشیم.

untruths can damage reputations and relationships.

اطلاعات نادرست می‌تواند به شهرت و روابط آسیب برساند.

she was hurt by the untruths her friends told.

دوستانش او را با اطلاعات نادرستی که گفتند، آزار دادند.

untruths often lead to misunderstandings.

اطلاعات نادرست اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

the politician was accused of spreading untruths.

سیاستمدان به انتشار اطلاعات نادرست متهم شدند.

he decided to expose the untruths in the report.

او تصمیم گرفت اطلاعات نادرست موجود در گزارش را افشا کند.

untruths can spread quickly on social media.

اطلاعات نادرست می‌تواند به سرعت در رسانه‌های اجتماعی منتشر شود.

she felt compelled to correct the untruths circulating about her.

او احساس کرد که مجبور است اطلاعات نادرستی که در مورد او در گردش است را تصحیح کند.

addressing untruths is crucial for transparency.

رسیدگی به اطلاعات نادرست برای شفافیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید