spread untruths
گسترش دروغها
expose untruths
افشای دروغها
uncover untruths
کشف دروغها
believe untruths
باور کردن به دروغها
defend untruths
دفاع از دروغها
tell untruths
گفتن دروغها
promote untruths
ترویج دروغها
challenge untruths
چالش دروغها
document untruths
مستندسازی دروغها
combat untruths
مقابله با دروغها
they spread untruths about the company's practices.
آنها در مورد شیوههای شرکت، اطلاعات نادرست منتشر کردند.
it's important to confront untruths in the media.
مهم است که اطلاعات نادرست را در رسانه ها به چالش بکشیم.
untruths can damage reputations and relationships.
اطلاعات نادرست میتواند به شهرت و روابط آسیب برساند.
she was hurt by the untruths her friends told.
دوستانش او را با اطلاعات نادرستی که گفتند، آزار دادند.
untruths often lead to misunderstandings.
اطلاعات نادرست اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
the politician was accused of spreading untruths.
سیاستمدان به انتشار اطلاعات نادرست متهم شدند.
he decided to expose the untruths in the report.
او تصمیم گرفت اطلاعات نادرست موجود در گزارش را افشا کند.
untruths can spread quickly on social media.
اطلاعات نادرست میتواند به سرعت در رسانههای اجتماعی منتشر شود.
she felt compelled to correct the untruths circulating about her.
او احساس کرد که مجبور است اطلاعات نادرستی که در مورد او در گردش است را تصحیح کند.
addressing untruths is crucial for transparency.
رسیدگی به اطلاعات نادرست برای شفافیت بسیار مهم است.
spread untruths
گسترش دروغها
expose untruths
افشای دروغها
uncover untruths
کشف دروغها
believe untruths
باور کردن به دروغها
defend untruths
دفاع از دروغها
tell untruths
گفتن دروغها
promote untruths
ترویج دروغها
challenge untruths
چالش دروغها
document untruths
مستندسازی دروغها
combat untruths
مقابله با دروغها
they spread untruths about the company's practices.
آنها در مورد شیوههای شرکت، اطلاعات نادرست منتشر کردند.
it's important to confront untruths in the media.
مهم است که اطلاعات نادرست را در رسانه ها به چالش بکشیم.
untruths can damage reputations and relationships.
اطلاعات نادرست میتواند به شهرت و روابط آسیب برساند.
she was hurt by the untruths her friends told.
دوستانش او را با اطلاعات نادرستی که گفتند، آزار دادند.
untruths often lead to misunderstandings.
اطلاعات نادرست اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
the politician was accused of spreading untruths.
سیاستمدان به انتشار اطلاعات نادرست متهم شدند.
he decided to expose the untruths in the report.
او تصمیم گرفت اطلاعات نادرست موجود در گزارش را افشا کند.
untruths can spread quickly on social media.
اطلاعات نادرست میتواند به سرعت در رسانههای اجتماعی منتشر شود.
she felt compelled to correct the untruths circulating about her.
او احساس کرد که مجبور است اطلاعات نادرستی که در مورد او در گردش است را تصحیح کند.
addressing untruths is crucial for transparency.
رسیدگی به اطلاعات نادرست برای شفافیت بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید