untwisting

[ایالات متحده]/ʌnˈtwɪstɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈtwɪstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شل کردن یا باز کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

untwisting ropes

باز کردن طناب

untwisting wires

باز کردن سیم

untwisting thoughts

باز کردن افکار

untwisting strings

باز کردن رشته‌ها

untwisting knots

باز کردن گره‌ها

untwisting fabric

باز کردن پارچه

untwisting cables

باز کردن کابل‌ها

untwisting hair

باز کردن مو

untwisting yarn

باز کردن نخ

untwisting threads

باز کردن الیاف

جملات نمونه

untwisting the ropes took longer than expected.

باز کردن طناب‌ها بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she spent hours untwisting her hair after the party.

او بعد از مهمانی ساعت‌ها وقت صرف باز کردن موهایش کرد.

untwisting the wires carefully is important for safety.

باز کردن سیم‌ها با دقت برای ایمنی مهم است.

he was untwisting the old garden hose to use it.

او شلنگ باغ قدیمی را برای استفاده باز می‌کرد.

untwisting the fabric revealed a hidden pattern.

باز کردن پارچه الگوی پنهانی را آشکار کرد.

the artist was untwisting the wire to create a sculpture.

هنرمند سیم را برای ساختن یک مجسمه باز می‌کرد.

untwisting the cables helped improve the signal.

باز کردن کابل‌ها به بهبود سیگنال کمک کرد.

she enjoyed untwisting the knots in her necklace.

او از باز کردن گره‌های گردنبندش لذت می‌برد.

untwisting the story, he found the main plot twist.

با آشکار کردن داستان، او پیچش اصلی داستان را پیدا کرد.

he was untwisting the fishing line to avoid tangles.

او برای جلوگیری از گره خوردن، نخ ماهیگیری را باز می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید