ununiform

[ایالات متحده]/ˌʌnˈjuːnɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˌʌnˈjuːnɪfɔːrm/

ترجمه

adj. ناسازگار

جملات نمونه

data shows an ununiform distribution across the region.

داده‌ها نشان می‌دهند که توزیع ناهمگنی در سراسر منطقه وجود دارد.

the painting features an ununiform pattern of colors.

این نقاشی الگوی رنگی ناهمگنی را دارد.

the factory produces items with ununiform sizes due to machine wear.

کارخانه اقلامی با اندازه‌های ناهمگن تولید می‌کند که به دلیل سایزگی ماشین است.

scientists observed ununiform growth patterns in the plant cells.

دانشمندان الگوهای رشد ناهمگنی در سلول‌های گیاهی مشاهده کردند.

the wallpaper has an ununiform texture that adds visual interest.

کاغذ دیواری دارای بافتی ناهمگن است که علاقه‌مندی بصری ایجاد می‌کند.

the material exhibits ununiform density throughout its structure.

این ماده در سراسر ساختارش چگالی ناهمگنی نشان می‌دهد.

the survey revealed ununiform responses from different age groups.

این پرسش‌نامه نشان داد که پاسخ‌های ناهمگنی از گروه‌های سنی مختلف دریافت شده است.

the heating system created ununiform temperature distribution in the building.

سیستم گرمایش در ساختمان توزیع دمای ناهمگنی ایجاد کرد.

the crop yields showed ununiform results across the fields.

تولیدات کشاورزی در سراسر زمین‌های کشت نتایج ناهمگنی نشان داد.

the fabric has an ununiform thickness that makes it unique.

این پارچه ضخامت ناهمگنی دارد که آن را منحصر به فرد می‌کند.

the team's performance was ununiform throughout the season.

عملکرد تیم در طول فصل ناهمگن بود.

the geological sample displayed ununiform composition layers.

نمونه زمین‌شناسی لایه‌های ترکیب ناهمگنی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید