unweighted

[ایالات متحده]/ʌnˈweɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈweɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون وزن; مهم در نظر گرفته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unweighted average

میانگین غیروزنی

unweighted score

نمره غیروزنی

unweighted sum

مجموع غیروزنی

unweighted data

داده غیروزنی

unweighted ranking

رتبه‌بندی غیروزنی

unweighted model

مدل غیروزنی

unweighted metrics

معیارهای غیروزنی

unweighted results

نتایج غیروزنی

unweighted observations

مشاهدات غیروزنی

unweighted analysis

تحلیل غیروزنی

جملات نمونه

the study used an unweighted sample for analysis.

مطالعه از یک نمونه غیروزنی برای تجزیه و تحلیل استفاده کرد.

unweighted averages can sometimes give misleading results.

میانگین‌های غیروزنی گاهی اوقات می‌توانند نتایج گمراه‌کننده‌ای ارائه دهند.

we calculated the unweighted scores of the participants.

ما نمرات غیروزنی شرکت‌کنندگان را محاسبه کردیم.

unweighted data may not reflect true performance.

داده‌های غیروزنی ممکن است عملکرد واقعی را منعکس نکنند.

the survey results were presented as unweighted figures.

نتایج نظرسنجی به صورت ارقام غیروزنی ارائه شد.

using unweighted metrics can simplify the analysis process.

استفاده از معیارهای غیروزنی می‌تواند فرآیند تجزیه و تحلیل را ساده کند.

they decided to report the unweighted results for clarity.

آنها تصمیم گرفتند نتایج غیروزنی را برای وضوح بیان کنند.

unweighted rankings can be useful in preliminary assessments.

رتبه‌بندی‌های غیروزنی می‌توانند در ارزیابی‌های اولیه مفید باشند.

it's important to understand the implications of unweighted analysis.

درک پیامدهای تجزیه و تحلیل غیروزنی مهم است.

unweighted categories allow for straightforward comparisons.

دسته‌بندی‌های غیروزنی امکان مقایسه‌هایی آسان را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید