unworn

[ایالات متحده]/ʌnˈwɔːn/
[بریتانیا]/ʌnˈwɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هرگز پوشیده یا استفاده نشده؛ آسیب ندیده یا فرسوده نشده؛ خراب نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unworn shoes

کفش‌های نوپوش

unworn clothes

لباس‌های نوپوش

unworn items

وسایل نوپوش

unworn accessories

لوازم جانبی نوپوش

unworn jewelry

جواهرات نوپوش

unworn garments

لباس‌های نوپوش

unworn outfits

لباس‌های آماده نوپوش

unworn hats

کفش‌های نوپوش

unworn socks

جوراب‌های نوپوش

unworn jeans

شلوارهای جین نوپوش

جملات نمونه

the unworn shoes were still in their original box.

کفش‌های نوپوش هنوز در جعبه اصلی خود بودند.

she decided to sell her unworn dress online.

او تصمیم گرفت لباس نوپایش را به صورت آنلاین بفروشد.

his unworn jacket was a gift from his grandmother.

ژاکت نوپای او هدیه‌ای از مادربزرگش بود.

they donated unworn clothes to the local charity.

آنها لباس‌های نوپوش را به خیریه محلی اهدا کردند.

she found a pair of unworn sneakers in the back of her closet.

او یک جفت کفش ورزشی نوپوش را در پشت کمد خود پیدا کرد.

the unworn items were still tagged with their original prices.

اقلام نوپوش هنوز با قیمت اصلی خود برچسب‌گذاری شده بودند.

he prefers to buy unworn vintage clothing for his collection.

او ترجیح می‌دهد لباس‌های قدیمی نوپوش را برای کلکسیون خود بخرد.

after the wedding, she kept her unworn shoes as a keepsake.

پس از عروسی، او کفش‌های نوپایش را به عنوان یادگاری نگه داشت.

the unworn accessories were perfect for a special occasion.

لوازم جانبی نوپوش برای یک مناسبت خاص عالی بودند.

he was excited to wear his unworn suit for the first time.

او از پوشیدن کت و شلوار نوپای خود برای اولین بار هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید