uprights

[ایالات متحده]/ˈʌpraɪts/
[بریتانیا]/ˈʌpraɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله‌های عمودی یا سازه‌هایی که برای پشتیبانی استفاده می‌شوند؛ پشتیبان‌ها؛ پایه‌های پرش ارتفاع؛ اشیاء عمودی
v. راست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vertical uprights

ستون‌های عمودی

wooden uprights

ستون‌های چوبی

steel uprights

ستون‌های فولادی

supporting uprights

ستون‌های نگهدارنده

metal uprights

ستون‌های فلزی

adjustable uprights

ستون‌های قابل تنظیم

sturdy uprights

ستون‌های محکم

uprights alignment

ترازی ستون‌ها

uprights support

حمایت ستون‌ها

uprights installation

نصب ستون‌ها

جملات نمونه

the carpenter installed the uprights for the new shelving unit.

نجار ستون‌های واحد قفسه‌بندی جدید را نصب کرد.

the uprights of the fence were painted white.

ستون‌های حصار به رنگ سفید رنگ آمیزی شدند.

she adjusted the uprights to ensure stability.

او ستون‌ها را برای اطمینان از استحکام تنظیم کرد.

the basketball hoop's uprights were bent after the storm.

بعد از طوفان، ستون‌های سبد بسکتبال خم شده بودند.

the team measured the uprights before starting construction.

تیم قبل از شروع ساخت و ساز، ستون‌ها را اندازه‌گیری کرد.

he reinforced the uprights with additional brackets.

او ستون‌ها را با براکت‌های اضافی تقویت کرد.

the uprights of the building were made of steel.

ستون‌های ساختمان از جنس فولاد بودند.

they installed the uprights to support the new roof.

آنها ستون‌ها را برای حمایت از سقف جدید نصب کردند.

the uprights need to be checked for alignment.

نیاز است ستون‌ها برای هم‌ترازی بررسی شوند.

we decided to paint the uprights a bright color.

ما تصمیم گرفتیم ستون‌ها را به رنگ روشن رنگ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید