uprisers

[ایالات متحده]/[ˈʌprɪzəz]/
[بریتانیا]/[ˈʌprɪzəz]/

ترجمه

n. افرادی که تکیه می‌کنند، به ویژه در بغاوت یا اعتراض؛ گروهی از افراد که در حال تکیه هستند؛ افزایش ناگهانی یا اوج.

جملات نمونه

the uprisers planned a peaceful protest against the new law.

بунیشگران یک تظاهرات آرامش‌بخش علیه قانون جدید را برنامه‌ریزی کردند.

uprising leaders called for unity among the uprisers.

رهبران بунیش از یکپارچگی بین بунیشگران خواستند.

the government feared the growing number of uprisers.

دولت از افزایش تعداد بونیشگران می‌ترسید.

uprisers used social media to organize and spread their message.

بونیشگران از رسانه‌های اجتماعی برای سازماندهی و پخش پیام خود استفاده کردند.

many young people joined the ranks of the uprisers.

زیادی از جوانان به رتبه‌های بونیشگران پیوستند.

the uprisers faced significant challenges and opposition.

بونیشگران با چالش‌های معنادار و مقاومت مواجه شدند.

uprisers demanded greater political freedom and representation.

بونیشگران آزادی سیاسی بیشتر و نمایندگی را خواستند.

the uprisers’ determination inspired others to join their cause.

ثبات بونیشگران دیگران را الهام بخشید تا به بازدارند.

uprisers rallied in the city square to express their grievances.

بونیشگران در میدان شهر جمع شدند تا شکایات خود را بیان کنند.

the uprisers’ movement gained momentum over time.

حرکت بونیشگران با گذشت زمان سرعت گرفت.

uprisers sought to dismantle the corrupt system.

بونیشگران سعی کردند سیستم فسادخور را از بین ببرند.

the uprisers’ actions sparked a national debate.

اقدامات بونیشگران یک بحث ملی را آغاز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید