velcro

[ایالات متحده]/'velkrəu/
[بریتانیا]/ˈvɛlkro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بست قلاب و حلقه (نام تجاری)
Word Forms
جمعvelcroes

جملات نمونه

She fastened the velcro on her shoes.

او بند چسبی روی کفشش را بست.

The velcro on the bag is coming loose.

چسب روی کیف شل می‌شود.

He attached the velcro strip to the wall.

او نوار چسبی را به دیوار چسباند.

The velcro closure makes it easy to open and close.

سگک چسبی باز و بسته کردن آن را آسان می‌کند.

The velcro straps are adjustable for a comfortable fit.

کمربندهای چسبی قابل تنظیم برای تناسب راحت هستند.

The velcro patch on the jacket is for attaching a name tag.

پارچه چسبی روی ژاکت برای اتصال کارت شناسایی است.

The velcro fastener secures the bandage in place.

سنجاق چسبی پانسمان را در جای خود محکم می‌کند.

She uses velcro ties to organize her cables.

او از بسته‌های چسبی برای سازماندهی کابل‌هایش استفاده می‌کند.

The velcro wallet keeps her cards and cash secure.

کیف پول چسبی کارت‌ها و پول نقد او را ایمن نگه می‌دارد.

The velcro closure is easy for children to use on their shoes.

سگک چسبی برای استفاده کودکان در کفش‌هایشان آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید