vermouth

[ایالات متحده]/'vɜːməθ/
[بریتانیا]/vɚ'muθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شراب علف تلخ؛ شراب معطر
Word Forms
جمعvermouths

عبارات و ترکیب‌ها

dry vermouth

ورموث خشک

sweet vermouth

ورموث شیرین

جملات نمونه

to make a vermouth sauce

برای تهیه سس ورموث

to enjoy vermouth on the rocks

برای لذت بردن از ورموث روی یخ

to add vermouth to a recipe

برای افزودن ورموث به یک دستور غذا

to garnish a cocktail with vermouth-soaked olives

برای تزئین یک کوکتل با زیتون‌های خیس خورده در ورموث

a vermouth tasting event

یک رویداد تست ورموث

to store vermouth in a cool, dark place

برای نگهداری ورموث در یک مکان خنک و تاریک

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید