videoconferencing

[ایالات متحده]/'vɪdɪo'kɑnfərənsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (برگزاری) جلسه‌ای با استفاده از فناوری ویدئو.

جملات نمونه

attend a videoconferencing training session

شرکت در یک جلسه آموزشی کنفرانس ویدیویی

schedule a videoconferencing call

برنامه‌ریزی یک تماس کنفرانس ویدیویی

rely on videoconferencing for remote work

تکیه بر کنفرانس ویدیویی برای کار از راه دور

join a videoconferencing webinar

شرکت در یک وبینار کنفرانس ویدیویی

conduct business through videoconferencing

انجام کسب و کار از طریق کنفرانس ویدیویی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید