videographer

[ایالات متحده]/ˌvɪdəˈɡrɑːfə/
[بریتانیا]/ˌvaɪdəˈɡrɑːfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که فیلم‌برداری می‌کند، به‌ویژه برای تلویزیون یا فیلم

عبارات و ترکیب‌ها

professional videographer

ضبط‌کننده ویدیو حرفه‌ای

freelance videographer

ضبط‌کننده ویدیو آزاد

event videographer

ضبط‌کننده ویدیو رویداد

wedding videographer

ضبط‌کننده ویدیو عروسی

corporate videographer

ضبط‌کننده ویدیو شرکتی

creative videographer

ضبط‌کننده ویدیو خلاق

documentary videographer

ضبط‌کننده ویدیو مستند

video production videographer

ضبط‌کننده ویدیو تولید ویدیو

independent videographer

ضبط‌کننده ویدیو مستقل

digital videographer

ضبط‌کننده ویدیو دیجیتال

جملات نمونه

the videographer captured the wedding beautifully.

فیلمبردار عروسی را به زیبایی ثبت کرد.

she hired a professional videographer for her event.

او یک فیلمبردار حرفه‌ای را برای رویداد خود استخدام کرد.

the videographer used high-quality equipment.

فیلمبردار از تجهیزات با کیفیت بالا استفاده کرد.

he works as a freelance videographer.

او به عنوان یک فیلمبردار آزاد کار می کند.

the videographer edited the footage after filming.

فیلمبردار فیلم را پس از فیلمبرداری تدوین کرد.

she wants to become a skilled videographer.

او می خواهد یک فیلمبردار ماهر شود.

the videographer created a highlight reel for the event.

فیلمبردار یک فیلم برجسته برای رویداد ساخت.

the videographer interviewed the guests during the party.

فیلمبردار مهمانان را در طول مهمانی مصاحبه کرد.

they appreciated the videographer's creative vision.

آنها از دیدگاه خلاقانه فیلمبردار قدردانی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید