villages

[ایالات متحده]/ˈvɪlɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈvɪlɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوامع کوچک یا گروه‌هایی از خانه‌ها در یک منطقه روستایی؛ سکونتگاه‌ها یا گروه‌هایی از خانه‌ها در یک منطقه روستایی

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful villages

روستاهای زیبا

rural villages

روستاهای روستایی

traditional villages

روستاهای سنتی

local villages

روستاهای محلی

historic villages

دهکده‌های تاریخی

remote villages

روستاهای دورافتاده

fishing villages

دهکده‌های ماهیگیری

small villages

روستاهای کوچک

isolated villages

روستاهای منزوی

peaceful villages

روستاهای آرام

جملات نمونه

the government is investing in rural villages.

دولت در حال سرمایه‌گذاری در روستاهای دورافتاده است.

many villages have been affected by the recent storm.

بسیاری از روستاها تحت تأثیر طوفان اخیر قرار گرفته‌اند.

we visited several villages during our trip.

ما در طول سفر خود از چندین روستا بازدید کردیم.

traditional festivals are celebrated in many villages.

جشنواره‌های سنتی در بسیاری از روستاها برگزار می‌شوند.

the villages are known for their beautiful landscapes.

روستاها به خاطر مناظر زیبای خود مشهور هستند.

villages often rely on agriculture for their economy.

روستاها اغلب برای اقتصاد خود به کشاورزی متکی هستند.

children in the villages walk long distances to school.

کودکان در روستاها مسیرهای طولانی را تا مدرسه طی می‌کنند.

many villages are working to preserve their cultural heritage.

بسیاری از روستاها در تلاش برای حفظ میراث فرهنگی خود هستند.

villages provide a sense of community and belonging.

روستاها حس اجتماع و تعلق خاطر را فراهم می‌کنند.

tourism can bring income to small villages.

گردشگری می‌تواند درآمدی برای روستاهای کوچک ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید