viper

[ایالات متحده]/'vaɪpə/
[بریتانیا]/'vaɪpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مار سمی؛ شخص فریبکار
Word Forms
جمعvipers

عبارات و ترکیب‌ها

pit viper

مار بوته‌ای

جملات نمونه

Rattlesnakes belong to the viper family.

مارمولک‌های سنگی به خانواده مارهای سمی تعلق دارند.

viper's bugloss (=blue weed)

گاวกور (شاه بلوط)

He unwarily treads upon a viper asleep just before his feet.

او ناخواسته روی یک مار کبری که درست جلوی پایش در خواب است، پا می‌گذارد.

Any of several venomous snakes of the genus Cerastes, such as the horned viper, having hornlike projections over each eye.

هر یک از چندین مار سمی از جنس سرستس، مانند مار kobrahorn، دارای زائده‌هایی شبیه به شاخ بالای چشم.

The viper slithered silently through the grass.

مار کبری به آرامی در علف‌ها حرکت کرد.

Fear gripped her heart as she spotted the viper coiled up on the path.

ترس قلب او را در بر گرفت وقتی مار کبری را که در مسیر چیده شده بود دید.

The viper's venom can be deadly.

سم مار کبری می‌تواند کشنده باشد.

He handled the viper with caution, knowing its dangerous nature.

او با احتیاط با مار کبری رفتار کرد، زیرا از طبیعت خطرناک آن آگاه بود.

A viper's bite can cause severe pain and swelling.

گزش مار کبری می‌تواند باعث درد و تورم شدید شود.

The viper's tongue flicked in and out, sensing its surroundings.

زبانه مار کبری به داخل و خارج می‌رفت و محیط اطراف را حس می‌کرد.

The viper's scales gleamed in the sunlight.

فلس‌های مار کبری در نور خورشید می‌درخشید.

She carefully observed the viper from a safe distance.

او با دقت از فاصله امن مار کبری را زیر نظر داشت.

The viper's eyes were fixed on its prey, ready to strike.

چشمان مار کبری روی طعمه‌اش ثابت شده بود و آماده ضربه زدن بود.

The viper's hiss sent shivers down her spine.

صدای هیس مار کبری لرزه به تنش انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید