viridescent

[ایالات متحده]/ˌvɪrɪˈdɛsənt/
[بریتانیا]/ˌvɪrɪˈdɛsənt/

ترجمه

adj. دارای رنگ سبز مایل به زرد

عبارات و ترکیب‌ها

viridescent leaves

برگ‌های سبزآبی

viridescent hues

تناژهای سبزآبی

viridescent moss

سرپوش سبزآبی

viridescent glow

تابش سبزآبی

viridescent plants

گیاهان سبزآبی

viridescent algae

جلبک سبزآبی

viridescent garden

باغ سبزآبی

viridescent feathers

پر‌های سبزآبی

viridescent landscape

مناظر سبزآبی

viridescent aura

هاله سبزآبی

جملات نمونه

the viridescent leaves shimmered in the sunlight.

برگ‌های سبز درخشان در نور خورشید می‌درخشیدند.

she wore a viridescent dress that caught everyone's attention.

او لباسی سبز پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the viridescent moss covered the forest floor.

سرخ‌چشمه‌ی سبز رنگ کف جنگل را پوشانده بود.

we admired the viridescent landscape during our hike.

ما در طول پیاده‌روی خود از چشم‌انداز سبز لذت بردیم.

the viridescent gemstones sparkled in the light.

سنگ‌های قیمتی سبز رنگ در نور می‌درخشیدند.

he painted the walls a viridescent hue for a fresh look.

او دیوارها را به رنگ سبز برای یک ظاهر تازه رنگ کرد.

the viridescent algae bloomed in the pond.

جلبک‌های سبز رنگ در برکه شکوفا شدند.

her garden was filled with viridescent plants.

باغ او پر از گیاهان سبز بود.

viridescent butterflies fluttered around the flowers.

پروانه‌های سبز رنگ در اطراف گل‌ها پرواز می‌کردند.

the viridescent hills were a sight to behold.

تپه‌های سبز منظره‌ای برای تماشا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید