vital

[ایالات متحده]/ˈvaɪtl/
[بریتانیا]/ˈvaɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار مهم; ضروری; پر از زندگی و انرژی.
Word Forms
جمعvitals

عبارات و ترکیب‌ها

vital importance

اهمیت حیاتی

vital role

نقش حیاتی

vital information

اطلاعات حیاتی

vital part

بخش حیاتی

vital energy

انرژی حیاتی

vital force

نیروی حیاتی

vital capacity

ظرفیت حیاتی

vital function

عملکرد حیاتی

vital statistics

آمار حیاتی

vital interest

علاقه حیاتی

vital point

نقطه حیاتی

vital sign

علائم حیاتی

جملات نمونه

a vital organ; vital nutrients.

یک اندام حیوی؛ مواد مغذی حیاتی

Perseverance is vital to success.

پایداری برای رسیدن به موفقیت حیاتی است.

a vital piece of information.

قطعه‌ای حیاتی از اطلاعات

secrecy is of vital importance.

محافظت از اسرار از اهمیت حیاتی برخوردار است.

a beautiful, vital girl.

یک دختر زیبا و پرانرژی.

the sun's vital rays.

اشعه حیاتی خورشید.

She is vital and attractive.

او حیاتی و جذاب است.

it is vital that the system is regularly maintained.

این حیاتی است که سیستم به طور منظم نگهداری شود.

This point is vital to my argument.

این نکته برای استدلال من حیاتی است.

vital dyes; vital staining.

رنگدانه‌های حیاتی؛ رنگ‌آمیزی حیاتی

the strategically vital industrial zone

منطقه صنعتی حیاتی و استراتژیک

unease at the elision of so many vital questions.

احساس ناراحتی در حذف بسیاری از سوالات حیاتی.

enthusiasm is a vital ingredient in all human endeavour.

اشتیاق یک جزء حیاتی در تمام تلاش های انسانی است.

religion plays a vital role in society.

دین نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کند.

he was a vital force in British music.

او نیروی حیاتی در موسیقی بریتانیا بود.

it's vital to zap stress fast.

بسیار مهم است که به سرعت استرس را از بین ببرید.

نمونه‌های واقعی

Spot, go find another casually, send me his vital.

اسپات، برو دنبال دیگری به صورت اتفاقی، وضعیت حیاتی او را برایم ارسال کن.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Here is where the vital exchange occurs.

اینجاست که تبادل حیاتی رخ می‌دهد.

منبع: TED-Ed (audio version)

The nurse will collect the vitals.

پرستار علائم حیاتی را جمع آوری خواهد کرد.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

At such times I find a book vital.

در چنین زمان‌هایی، من یک کتاب را حیاتی می‌دانم.

منبع: Stephen King on Writing

And when the Americans invaded, these passes were just as vital.

وقتی آمریکایی‌ها حمله کردند، این گذرگاه‌ها به همان اندازه حیاتی بودند.

منبع: Realm of Legends

But none so vital to the national interest, I'll wager.

اما هیچ‌کدام به اندازه منافع ملی حیاتی نیستند، شرط می‌بندم.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

When midwinter arrives, vital movement begins to decline and calm down.

وقتی اواسط زمستان می‌رسد، حرکت حیاتی شروع به کاهش و آرام شدن می‌کند.

منبع: Selected English short passages

It is absolutely vital that you acknowledge all your sources.

بسیار حیاتی است که از همه منابع خود قدردانی کنید.

منبع: WFD

I clung to him early on, and made myself vital.

من در اوایل به او چسبیدم و خودم را حیاتی کردم.

منبع: House of Cards

Few of us ever stop to think just how vital plants are to our survival.

تعداد کمی از ما دست نمی‌کشیم تا فکر کنیم گیاهان چقدر برای بقای ما حیاتی هستند.

منبع: World Holidays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید