vituperating critics
انتقادگران توهین آمیز
vituperating remarks
اظهارات توهین آمیز
vituperating tone
لحن توهین آمیز
vituperating speech
سخنرانی توهین آمیز
vituperating audience
مخاطبان توهین آمیز
vituperating response
پاسخ توهین آمیز
vituperating comments
نظرات توهین آمیز
vituperating words
کلمات توهین آمیز
vituperating behavior
رفتار توهین آمیز
vituperating dialogue
گفتگوی توهین آمیز
he was vituperating his opponent during the debate.
او در طول بحث حریف خود را مورد انتقاد شدید قرار میداد.
the critic was vituperating the film for its lack of originality.
منتقد فیلم را به دلیل نداشتن اصالت مورد انتقاد شدید قرار داد.
she couldn't help vituperating her colleague for the mistake.
او نمیتوانست از انتقاد شدید همکارش به دلیل اشتباه خودداری کند.
vituperating others won't solve your problems.
انتقاد شدید از دیگران مشکلات شما را حل نخواهد کرد.
he spent the evening vituperating about the government.
او شب را صرف انتقاد شدید از دولت کرد.
the article was filled with vituperating remarks about the policy.
مقاله پر از انتقادات شدید در مورد سیاست بود.
vituperating in public can damage your reputation.
انتقاد شدید در حضور عموم میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
he was vituperating at the referee after the bad call.
او پس از خطای داور، داور را مورد انتقاد شدید قرار داد.
it's unprofessional to spend time vituperating your competitors.
وقت گذاشتن برای انتقاد شدید از رقبای خود غیرحرفهای است.
she found herself vituperating her own decisions in hindsight.
او متوجه شد که در گذشته تصمیمات خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
vituperating critics
انتقادگران توهین آمیز
vituperating remarks
اظهارات توهین آمیز
vituperating tone
لحن توهین آمیز
vituperating speech
سخنرانی توهین آمیز
vituperating audience
مخاطبان توهین آمیز
vituperating response
پاسخ توهین آمیز
vituperating comments
نظرات توهین آمیز
vituperating words
کلمات توهین آمیز
vituperating behavior
رفتار توهین آمیز
vituperating dialogue
گفتگوی توهین آمیز
he was vituperating his opponent during the debate.
او در طول بحث حریف خود را مورد انتقاد شدید قرار میداد.
the critic was vituperating the film for its lack of originality.
منتقد فیلم را به دلیل نداشتن اصالت مورد انتقاد شدید قرار داد.
she couldn't help vituperating her colleague for the mistake.
او نمیتوانست از انتقاد شدید همکارش به دلیل اشتباه خودداری کند.
vituperating others won't solve your problems.
انتقاد شدید از دیگران مشکلات شما را حل نخواهد کرد.
he spent the evening vituperating about the government.
او شب را صرف انتقاد شدید از دولت کرد.
the article was filled with vituperating remarks about the policy.
مقاله پر از انتقادات شدید در مورد سیاست بود.
vituperating in public can damage your reputation.
انتقاد شدید در حضور عموم میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
he was vituperating at the referee after the bad call.
او پس از خطای داور، داور را مورد انتقاد شدید قرار داد.
it's unprofessional to spend time vituperating your competitors.
وقت گذاشتن برای انتقاد شدید از رقبای خود غیرحرفهای است.
she found herself vituperating her own decisions in hindsight.
او متوجه شد که در گذشته تصمیمات خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید