vituperating

[ایالات متحده]/vaɪˈtjuːpəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/vaɪˈtjuːpəreɪtɪŋ/

ترجمه

v. عمل انتقاد یا سرزنش شدید کسی

عبارات و ترکیب‌ها

vituperating critics

انتقادگران توهین آمیز

vituperating remarks

اظهارات توهین آمیز

vituperating tone

لحن توهین آمیز

vituperating speech

سخنرانی توهین آمیز

vituperating audience

مخاطبان توهین آمیز

vituperating response

پاسخ توهین آمیز

vituperating comments

نظرات توهین آمیز

vituperating words

کلمات توهین آمیز

vituperating behavior

رفتار توهین آمیز

vituperating dialogue

گفتگوی توهین آمیز

جملات نمونه

he was vituperating his opponent during the debate.

او در طول بحث حریف خود را مورد انتقاد شدید قرار می‌داد.

the critic was vituperating the film for its lack of originality.

منتقد فیلم را به دلیل نداشتن اصالت مورد انتقاد شدید قرار داد.

she couldn't help vituperating her colleague for the mistake.

او نمی‌توانست از انتقاد شدید همکارش به دلیل اشتباه خودداری کند.

vituperating others won't solve your problems.

انتقاد شدید از دیگران مشکلات شما را حل نخواهد کرد.

he spent the evening vituperating about the government.

او شب را صرف انتقاد شدید از دولت کرد.

the article was filled with vituperating remarks about the policy.

مقاله پر از انتقادات شدید در مورد سیاست بود.

vituperating in public can damage your reputation.

انتقاد شدید در حضور عموم می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

he was vituperating at the referee after the bad call.

او پس از خطای داور، داور را مورد انتقاد شدید قرار داد.

it's unprofessional to spend time vituperating your competitors.

وقت گذاشتن برای انتقاد شدید از رقبای خود غیرحرفه‌ای است.

she found herself vituperating her own decisions in hindsight.

او متوجه شد که در گذشته تصمیمات خود را مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید