vomits

[ایالات متحده]/ˈvɒmɪts/
[بریتانیا]/ˈvɑːmɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع استفراغ، اشاره به ماده‌ای که از معده خارج می‌شود
v. شکل سوم شخص مفرد استفراغ، به معنای خارج کردن محتویات معده

عبارات و ترکیب‌ها

dog vomits

سگ استفراغ می‌کند

cat vomits

گربه استفراغ می‌کند

baby vomits

نوزاد استفراغ می‌کند

patient vomits

بیمار استفراغ می‌کند

person vomits

فرد استفراغ می‌کند

food vomits

غذا استفراغ می‌کند

sick vomits

بیمار استفراغ می‌کند

child vomits

کودک استفراغ می‌کند

horse vomits

اسب استفراغ می‌کند

pet vomits

حیوان خانگی استفراغ می‌کند

جملات نمونه

she vomits whenever she gets nervous.

او هر وقت مضطرب می‌شود، استفراغ می‌کند.

the dog vomits after eating too quickly.

سگ بعد از خوردن خیلی سریع، استفراغ می‌کند.

he vomits frequently due to his motion sickness.

او به دلیل بیماری حرکت، اغلب استفراغ می‌کند.

the baby vomits after drinking milk.

نوزاد بعد از نوشیدن شیر، استفراغ می‌کند.

she vomits when she smells something rotten.

او وقتی بوی بد می‌دهد، استفراغ می‌کند.

after the roller coaster ride, he vomits.

بعد از سواری با شهربازی، او استفراغ می‌کند.

the doctor said it’s normal for her to vomit during pregnancy.

پزشک گفت در دوران بارداری برای او طبیعی است که استفراغ کند.

he vomits violently after eating spoiled food.

او بعد از خوردن غذای فاسد، به شدت استفراغ می‌کند.

she vomits and feels dizzy after the long flight.

او استفراغ می‌کند و بعد از پرواز طولانی سرگیجه می‌گیرد.

the cat vomits hairballs regularly.

گربه به طور منظم، گلوله های مو را استفراغ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید