waistband

[ایالات متحده]/'weɪs(t)bænd/
[بریتانیا]/'west'bænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باندی که دور کمر پوشیده می‌شود، به‌ویژه برای نگه‌داشتن لباس‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

elastic waistband

کش دور کمر

adjustable waistband

کمر قابل تنظیم

jeans waistband

کمر جین

stretchy waistband

کشاله شلوار کشسان

buttoned waistband

کمر دکمه‌دار

جملات نمونه

She adjusted her waistband before heading out for a run.

او قبل از بیرون رفتن برای دویدن، کمربند خود را تنظیم کرد.

The waistband of his pants was too tight.

کمربند شلوارش خیلی تنگ بود.

The dress had a beautiful embellished waistband.

لباس دارای یک کمربند تزئینی زیبا بود.

He cinched the waistband of his robe tightly.

او به شدت کمربند رخت خود را بست.

The waistband of the skirt was elastic for a comfortable fit.

کمربند دامن از کشسانی بود تا راحت باشد.

She sewed a new waistband onto her favorite jeans.

او یک کمربند جدید روی شلوار مورد علاقه اش دوخت.

The waistband on his uniform was embroidered with his name.

کمربند یونیفرم او با نامش گلدوزی شده بود.

The waistband of the dress was too loose and needed alterations.

کمربند لباس خیلی گشاد بود و نیاز به تغییرات داشت.

She tugged at the waistband of her skirt to adjust it.

او برای تنظیم آن، به کمربند دامن خود کشید.

The waistband of the swimsuit was designed to stay in place during swimming.

کمربند لباس شنا به گونه ای طراحی شده بود که در حین شنا در جای خود باقی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید