waiter

[ایالات متحده]/ˈweɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈweɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که غذا و نوشیدنی به مشتریان در یک رستوران سرو می‌کند، سفارش‌ها را می‌گیرد و وعده‌های غذایی را می‌آورد.
Word Forms
جمعwaiters

عبارات و ترکیب‌ها

excuse me, waiter

ببخشید، گارسون

head waiter

سرویس‌دهنده ارشد

dumb waiter

خدمتکار بی‌هوش

جملات نمونه

The waiter gave me the reckoning.

خدمتکار صورت‌حساب را به من داد.

left the waiter a niggardly tip.

به پیشخدمت انعام خسوداری داد.

waiters who try hard to please.

خدمتکارانی که تلاش می‌کنند تا خرسند کنند.

tipped the waiter generously.

به طور سخاوتمندانه به خدمتکار انعام داد.

Waiter with tray signals a cafe.

خدمتکار با سینی نشانه‌ای از یک کافه

The waiter brought on the next dish.

خدمتکار ظرف بعدی را آورد.

The waiter has a sunny disposition.

آن گارسون روحیه ای آفتابی داشت.

Did you tip the waiter?

آیا به خدمتکار انعام دادی؟

at the casualness of the waiter.

در مورد بی‌روابطی پیشخدمت

a well-intentioned but clumsy waiter

یک گارسون با نیت خوب اما دست و پا چلفتی.

aproned waiters in white caps.

خدمتکاران با آویزون و کلاه سفید.

a waiter looked askance at his jeans.

یک گارسون نگاهی با شک و تردید به شلوارهای جین خود کرد.

the waiter flurried between them.

خدمتکار بین آنها سرگردان بود.

a tip given to a waiter, taxi driver, etc..

بخششی که به گارسون، راننده تاکسی و غیره داده می‌شود.

the waiter handed her a menu.

خدمتکار منویی به او داد.

all the waiters were suave and deferential.

همه گارسون‌ها با وقار و محترمانه بودند.

the waiter poured some wine for him to taste.

خدمتکار کمی شراب برای او چشید.

a waiter ushered me to a table.

یک گارسون من را به یک میز راهنمایی کرد.

He called the waiter over.

او خدمتکار را صدا کرد.

The waiter whisked my plate away.

خدمتکار بشقاب من را برداشت و برد.

نمونه‌های واقعی

You have only to ask the waiter.

شما فقط باید از گارسون بپرسید.

منبع: Gone with the Wind

I paid the waiter for the drinks.

من برای نوشیدنی‌ها به گارسون پول دادم.

منبع: Grandpa and Grandma's test class

We didn't tip the waiter because of his arrogance toward us.

ما به دلیل خودخواهی او به گارسون انعام ندادیم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Really mean, he would humiliate the waiters and waitresses.

واقعاً بی‌رحم، او گارسون‌ها و پیشخدمت‌ها را تحقیر می‌کرد.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

I know a few people working in waiter, in waiters?

من چند نفری را می‌شناسم که در شغل گارسونی کار می‌کنند، در شغل گارسونی؟

منبع: Tips for IELTS Speaking.

He asked the waiter to refill his glass with water.

او از گارسون خواست که لیوانش را با آب پر کند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Yeah, we tell the waiter we're getting the buffet.

بله، به گارسون می‌گوییم که بوفه داریم.

منبع: newsroom

Why don't we just invite the waiter back in?

چرا فقط گارسون را دوباره داخل نیاوریم؟

منبع: Lost Girl Season 4

He ordered a waiter to bring pen and ink and paper.

او از یک گارسون خواست قلم و جوهر و کاغذ بیاورد.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

After they finished their meal, Lucy waved down the waiter.

بعد از اینکه غذایشان را خوردند، لوسی دست گارسون را بالا آورد.

منبع: Lucy’s Day in ESL

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید