| جمع | warties |
warty growth
رشد گوشتی
warty skin
پوست گوشتی
warty lesions
ضایعات گوشتی
warty tumor
تومور گوشتی
warty surface
سطح گوشتی
warty excrescence
برآمدگی گوشتی
warty appearance
ظاهر گوشتی
warty spots
لکههای گوشتی
warty condition
وضعیت گوشتی
warty infection
عفونت گوشتی
the warty frog is known for its unique skin texture.
قورباغه زگیلی به دلیل بافت پوست منحصر به فردش شناخته شده است.
she found a warty toad in her backyard.
او یک قورباغه زگیلی را در حیاط پشتی خود پیدا کرد.
his warty hands showed years of hard work.
دستهای زگیلی او سالها کار سخت را نشان میداد.
the warty skin of the creature was fascinating to observe.
پوست زگیلی آن موجود برای مشاهده بسیار جذاب بود.
warty growths can sometimes indicate a health issue.
رشد زگیل گاهی اوقات میتواند نشاندهنده یک مشکل سلامتی باشد.
he described the warty surface of the old tree.
او سطح زگیلی درخت قدیمی را توصیف کرد.
warty lesions can be treated with proper medication.
ضایعات زگیلی را میتوان با دارو مناسب درمان کرد.
the artist painted a warty landscape that looked surreal.
هنرمند یک منظره زگیلی نقاشی کرد که غیر واقعی به نظر میرسید.
she wore a costume with a warty witch theme for halloween.
او یک لباس با مضمون جادوگر زگیلی برای هالووین پوشید.
the warty appearance of the fruit made it less appealing.
ظاهر زگیلی میوه آن را کمتر جذاب کرد.
warty growth
رشد گوشتی
warty skin
پوست گوشتی
warty lesions
ضایعات گوشتی
warty tumor
تومور گوشتی
warty surface
سطح گوشتی
warty excrescence
برآمدگی گوشتی
warty appearance
ظاهر گوشتی
warty spots
لکههای گوشتی
warty condition
وضعیت گوشتی
warty infection
عفونت گوشتی
the warty frog is known for its unique skin texture.
قورباغه زگیلی به دلیل بافت پوست منحصر به فردش شناخته شده است.
she found a warty toad in her backyard.
او یک قورباغه زگیلی را در حیاط پشتی خود پیدا کرد.
his warty hands showed years of hard work.
دستهای زگیلی او سالها کار سخت را نشان میداد.
the warty skin of the creature was fascinating to observe.
پوست زگیلی آن موجود برای مشاهده بسیار جذاب بود.
warty growths can sometimes indicate a health issue.
رشد زگیل گاهی اوقات میتواند نشاندهنده یک مشکل سلامتی باشد.
he described the warty surface of the old tree.
او سطح زگیلی درخت قدیمی را توصیف کرد.
warty lesions can be treated with proper medication.
ضایعات زگیلی را میتوان با دارو مناسب درمان کرد.
the artist painted a warty landscape that looked surreal.
هنرمند یک منظره زگیلی نقاشی کرد که غیر واقعی به نظر میرسید.
she wore a costume with a warty witch theme for halloween.
او یک لباس با مضمون جادوگر زگیلی برای هالووین پوشید.
the warty appearance of the fruit made it less appealing.
ظاهر زگیلی میوه آن را کمتر جذاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید