wasp

[ایالات متحده]/wɒsp/
[بریتانیا]/wɑsp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره‌ای نیش‌زن با بدنی باریک و کمر تنگ، که به خاطر رفتار تهاجمی‌اش شناخته می‌شود؛ شخصی که به راحتی عصبانی می‌شود یا زبانی تند دارد.
Word Forms
جمعwasps

عبارات و ترکیب‌ها

a wasp nest

لونه زنبور

wasp sting

گزش زنبور

yellow jacket wasp

زنبور گزده زرد

paper wasp

زنبور کاغذی

جملات نمونه

a wasp or bee sting.

گزش زنبور یا ناله

solitary wasps; solitary sparrows.

زنبورهای منفرد؛ گنجشک‌های منفرد

Rub ointment onto the wasp sting.

پماد را روی نیش زنبورمال کنید.

This is a scan I did of a dead wasp/hoverfly using an Scitex Eversmart scanner.

این اسکن من از یک زنبور کشنده/بال زدن مرده با استفاده از اسکنر Scitex Eversmart است.

There’s a wasps’ nest in that old tree.

در آن درخت قدیمی لانه زنبورک‌ها وجود دارد.

cynipid gall wasps, esp. causing oak-apple galls.

زنبورهای عسلی سیتریپید، به ویژه باعث ایجاد گال‌های بلوطی.

The dog went berserk when a wasp stung him.

سگ وقتی که زنبور به او نیش زد، به حالت جنون‌آمیز در آمد.

On the basis of human body engineering principle, GLEDE and WASP users would find their convenience.

بر اساس اصل مهندسی بدن انسان، کاربران GLEDE و WASP راحتی خود را پیدا خواهند کرد.

hymenopterous insect that resembles a wasp and whose larvae are parasitic on caterpillars and other insect larvae.

حشره بال‌دار که شبیه زنبور است و لاروهای آن انگل پیپ‌ها و لاروهای دیگر حشرات هستند.

struck the wasp from his shoulder; struck off the diseased branch with a machete.

وزو را از شانه‌اش جدا کرد؛ شاخه بیمار را با یک ماتکت جدا کرد.

The results indicated that both the two species of wasps could parasitize all nymphal stages of B. tabaci.

نتایج نشان داد که هر دو گونه زنبورک می‌توانند تمام مراحل nymphal از B. tabaci را آلوده کنند.

The mines of Hymenoptera wasps have more and darker frass than the mines of dipetrous flies.

تونل‌های زنبورک‌های Hymenoptera نسبت به تونل‌های مگس‌های dipterous فرس بیشتری و تیره‌تر دارند.

A wasp having severely stung a horse, the latter kicked and pranced about, with an intention of destroying its tormentor .

در حالی که یک زنبور عسل به شدت به یک اسب نیش زده بود، اسب لگد زد و با قصد از بین بردن آزاردهنده خود به این سو و آن سو می‌رفت.

Karyotaxonomy of parasitic wasps will probably develop in the future through further data accumulation and increasing use of chromosome banding methods.

کاریخاتونومی زنبورهای انگل در آینده احتمالاً از طریق جمع‌آوری بیشتر داده‌ها و استفاده فزاینده از روش‌های باندینگ کروموزومی توسعه خواهد یافت.

Members of this subgenus are pollinated by fig wasps belonging to the genera Dolichorus and Tetrapus.

اعضای این زیرسرده توسط زنبورهای انجیر که به سرده‌های Dolichorus و Tetrapus تعلق دارند، گرده‌افشانی می‌شوند.

There are 3 other types, the caprifig which has male and female flowers requiring visits by a tiny wasp, Blastophaga grossorum;

سه نوع دیگر وجود دارد، caprifig که دارای گل‌های نر و ماده است و نیاز به بازدید یک زنبورک کوچک، Blastophaga grossorum دارد.

The ichneumon wasp paralyses its prey without killing it and lays its larva inside this convenient source of fresh meat, to eat it slowly alive.

زنبور کشنده طعمه خود را فلج می کند بدون اینکه آن را بکشد و تخم خود را در این منبع راحت گوشت تازه قرار می دهد تا به آرامی زنده آن را بخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید