watchword

[ایالات متحده]/'wɒtʃwɜːd/
[بریتانیا]/'wɑtʃwɝd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمه عبور؛ کلمه مخفی؛ شعار؛ مذهب.
Word Forms

جملات نمونه

environmental quality will be a watchword for the nineties.

کیفیت محیط‌زیست واژه‌ای کلیدی برای دهه نود میلادی خواهد بود.

Let our watchword be freedom.

بیایید شعار ما آزادی باشد.

Today the watchword is “Learn through playing”.

امروز شعار ما «یادگیری از طریق بازی» است.

The watchword is lower sppending. Proposed budget cuts will be announced shortly. Until then, everybody in Albany should swear off buckpassing and bite the budget bullet.

شعار کاهش هزینه‌ها است. پیشنهادات مربوط به کاهش بودجه به زودی اعلام خواهد شد. تا آن زمان، همه در آلبانی باید از فرافکنی دست بردارند و ضربه بودجه را تحمل کنند.

Safety is our watchword in this industry.

ایمنی شعار ما در این صنعت است.

The watchword of the company is innovation.

شعار شرکت نوآوری است.

Efficiency is the watchword for this project.

بهره‌وری شعار این پروژه است.

Honesty should be the watchword for all employees.

صداقت باید شعار همه کارمندان باشد.

Quality is the watchword for this brand.

کیفیت شعار این برند است.

Unity is the watchword for the team.

وحدت شعار تیم است.

Customer satisfaction is the watchword for this business.

رضایت مشتری شعار این کسب و کار است.

Innovation is the watchword for success in this industry.

نوآوری شعار موفقیت در این صنعت است.

Collaboration is the watchword for progress.

همکاری شعار پیشرفت است.

Adaptability is the watchword for survival in the changing market.

انطباق‌پذیری شعار بقا در بازار در حال تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید