weather

[ایالات متحده]/ˈweðə(r)/
[بریتانیا]/ˈweðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت جو در یک زمان و مکان خاص، شامل دما، بارش و باد
vt. تحمل کردن یا تحت تأثیر قرار گرفتن توسط
vi. تجربه کردن تأثیرات باد و باران
adj. فضای باز
Word Forms
قسمت سوم فعلweathered
زمان گذشتهweathered
شکل سوم شخص مفردweathers
صفت یا فعل حال استمراریweathering
جمعweathers

عبارات و ترکیب‌ها

weather forecast

پیش‌بینی هوا

bad weather

آب و هوای بد

cold weather

آب و هوای سرد

good weather

آب و هوای خوب

weather permitting

در صورت امکان آب و هوا

fine weather

آب و هوای خوب

weather condition

شرایط آب و هوا

warm weather

آب و هوای گرم

weather report

گزارش هواشناسی

wet weather

آب و هوای مرطوب

weather radar

رادار آب و هوا

weather resistance

مقاومت در برابر آب و هوا

severe weather

شرایط آب و هوایی شدید

weather station

ایستگاه هواشناسی

all weather

تمام شرایط آب و هوا

weather service

خدمات هواشناسی

stormy weather

آب و هوای طوفانی

under the weather

حالت تهوع

sunny weather

آب و هوای آفتابی

in all weathers

در تمام شرایط آب و هوا

جملات نمونه

The weather was overcast.

هوا ابری بود.

the weather was dreadful.

هوا وحشتناک بود.

the weather was minging.

هوا خیلی بد بود.

The weather was abysmal.

هوا بسیار وخیم بود.

in fair weather or foul.

در هر شرایط آب و هوایی.

it was fortunate that the weather was good.

خوشبختانه هوا خوب بود.

the weather side of the yacht.

سمت آب و هوای قایق تفریحی.

The weather will milden soon.

هوا به زودی ملایم خواهد شد.

a countryman's weather lore

ضرب المثل‌های هواشناسی روستایی

The weather is awful today.

هوا امروز خیلی بده.

The weather was clear that day.

آن روز هوا صاف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید